رسانه بدون فیلتر

محتوای مفید در حوزه علوم شناختی و رسانه و سواد رسانه ای

رسانه بدون فیلتر

محتوای مفید در حوزه علوم شناختی و رسانه و سواد رسانه ای

رسانه بدون فیلتر
محمد حسن عبدالصمد

کارشناس رسانه وسابقه تدریس و پژوهش درحوزه های:
علوم شناختی و رسانه
*سواد رسانه ای و سواد فضای مجازی
*خبرنگاری و گزارش نویسی
*امر به معروف و نهی از منکر
*علوم تربیتی و روانشناسی،
*تربیت دینی کودک و نوجوان
*سبک زندگی و خانواده
*مبانی انقلاب اسلامی
*بیانات امام خامنه ای
*داستان نویسی
*بازی درمانی
و...


ارتباط با من:

ایمیل: bayadkarikard@chmail.ir

کانال: resane97@ در پیام رسان سروش و بله

آیدی: @abd97

آپارات: www.aparat.com/bayadkarikard
آخرین نظرات

 

    سروش         ایتا         بله              آپارات              

                                                            

                   

محمد حسن عبدالصمد: 

عبور از بحران کرونا با پیوست اجتماعی 
 


 

هر پدیده‌ای که انتخاب می‌کنیم بدون شک پیوست‌هایی دارد که باید به آن توجه کنیم. به‌طور نمونه وقتی نوشابه را به‌عنوان نوشیدنی انتخاب می‌کنیم، لازم است به فکر عواقب آن در سیستم ایمنی بدن هم باشیم. وقتی اپلیکیشنی را انتخاب می‌کنیم لازم است به فکر وابستگی و پیوست‌های رسانه‌ای آن باشیم.

اغلب شرکت‌های سازنده کالا و ارائه‌دهنده خدمات به‌منظور سودآوری به دنبال جذب مشتری و بالا بردن استفاده مصرف‌کنندگان هستند و سعی می‌کنند پیوست‌های ذهنی و فرهنگی که در بینش، گرایش و کنش تأثیر می‌گذارند را مخفی کنند؛ و چه‌بسا هدفشان از به‌اصطلاح خدمت‌رسانی، اجرایی شدن همان پیوست‌ها در زیر سایه محصولاتشان است.
جالب است بدانیم بسیاری از محصولات به‌ویژه در حوزه تکنولوژی و پوشاک، بیشتر از آنکه مصرف صرف محصول برای تولیدکننده مهم باشد، اجرایی شدن پیوست‌های آن برای تولیدکنندگان اهمیت دارد و شاید اگر مصرف‌کنندگان به نیت‌های پنهانی تولیدکنندگان پی ببرند، هیچ‌گاه از آن محصول استفاده نکنند.
برای مثال استفاده از نرم‌افزارهای مختلف در فضای مجازی نه به خاطر خدمت‌رسانی به مردم بلکه بیشتر برای بهره‌برداری از اطلاعات کاربران و ذائقه شناسی، در جنگ قدرت استفاده می‌شود، درحالی‌که اکثر کاربران این موضوع را توهم توطئه می‌نامند!
گاهی اوقات هم برخی اتفاقات مانند بیماری کرونا پیوست‌هایی دارد که شاید کمتر به آن توجه شود. اینکه پیوست‌های کرونا همگی اهداف جریان توسعه‌دهنده آن بوده یا خیر، قابل‌بحث است. اما در این متن به دو نمونه از پیوست‌های کرونا به زبان ساده می‌پردازیم.


۱- در شرایط شیوع کرونا و قرنطینه خانگی، بدون شک "تلویزیون" و "موبایل" دو مونس اکثر خانه‌ها شده است. از کودک خانه که به‌جای بازی در فضای حقیقی، به‌ناچار بازی در فضای مجازی را برگزیده، تا بزرگترها که برای گذراندن وقت، ارتباطات با دیگران و کسب خبر، از فضای مجازی بهره می‌برند. رسانه ملی هم برای حمایت از شعار در خانه می‌مانیم برای مردم فیلم‌های سینمایی متنوعی را پخش می‌کند و شبکه‌های اجتماعی خدمات جدید خود را رونمایی می‌کنند. همه این اتفاق‌ها پس از مدتی منجر به یک پدیده‌ای شوم به نام "اعتیاد رسانه‌ای" می‌شود؛ موضوعی که عمدتاً کمتر موردتوجه خانواده‌ها و دست‌اندرکاران ستاد بحران قرارگرفته است. در شرایطی که به‌صورت ناخواسته پیوند بین خانواده و فضای مجازی رخ‌داده است، لازم است که تدبیری برای مزایا و عواقب جبران‌ناپذیر آن دیده شود.

در حال حاضر مخاطبان فضای مجازی با انبوه اطلاعات، شایعات، محتواهای غیراخلاقی و خشونت‌آمیز، اباحه گری، تلف شدن وقت، تغییر سبک زندگی و... روبه‌رو هستند و پیامدهای ذکرشده، ناشی از وضعیت بی دروپیکر فضای مجازی در ایران است. وضعیتی که به‌جای سامان دادن به آن یعنی ایجاد شبکه امن با زیرساخت بومی و تولید پلتفرم‌هایی بر اساس نیازهای واقعی انسان، با وعده اینترنت رایگان و افزایش سرعت و... منافقانه یا جاهلانه سعی در اجرایی شدن اهداف سردمداران غول‌های رسانه‌ای دنیا با شعار "عصر ارتباطات" را دارند؛ بنابراین چه بخواهیم و چه نخواهیم کرونا باعث افزایش مصرف رسانه‌ای و درنهایت اعتیاد رسانه‌ای شده است. لازم است بررسی شود که این موضوع چه تغییراتی در عقاید، افکار و رفتار مردم در طولانی‌مدت خواهد داشت؟  تا درنتیجه آن بتوانیم تهدیدها را به فرصت تبدیل کنیم و با آموزش مدیریت زمان و مدیریت تمایلات، مردم را در این ایام به استفاده بهینه از زمان خود برای ترویج کتاب‌خوانی، افزایش معنویت، روابط صمیمی در خانواده، بازی‌های خانگی، آموزش‌های مجازی و... بهره ببریم.


۲- در ابتدای شیوع کرونا که توصیه‌شده بود با یکدیگر دست ندهید و روبوسی نکنید و فاصله اجتماعی را رعایت کنید که این رویداد به لحاظ علم پزشکی هم پذیرفته است. در ابتدا هنگام مواجهه با نزدیکان احساس می‌کردیم که گویا نمی‌توانیم احساسات خود را به خوبی انتقال دهیم و گویا ارتباطات ما دچار نقص شده بود. اما امروزه بعد از گذشت یک ماه از کرونا دیگر احساس نقص در ارتباطات نداریم و بسیار طبیعی هنگام مواجهه با عزیزان از فاصله دور تنها با سلامی از کنار هم عبور می‌کنیم. مراد از اشاره به این رویداد علمی این است که بعد از پایان این بیماری، ارتباطات انسان با خود، با خدا، با طبیعت و با دیگر انسان‌ها دچار تغییراتی خواهد شد و پیامدهای اجتماعی را در بر خواهد داشت و احتمال می‌رود که این رفتارها در انسان نهادینه شود. این موضوع هم می‌تواند به‌عنوان یک فرصت و هم به‌عنوان یک تهدید جدی برای انسان و جامعه تلقی شود.

 

درمجموع هرچند پدیده کرونا باعث رسوایی شیوه حکمرانی غرب شد و بسیاری از سوء مدیریت‌های اجتماعی و اقتصادی را نمایان کرد و هرچند که در همین زمان شاهد شکوفایی همدلی اجتماعی و بالا بودن تاب‌آوری در ایران بودیم، اما باید هوشیارانه بدانیم که این اتفاق همراه با پیوست‌هایی است که لازم است با دقت به تغییرات آن توجه کرد تا بتوانیم ضمن دوری از درگیر شدن به پیوست‌هایی که مغایر باارزش‌ها است، از این پدیده به‌عنوان یک ابزاری برای رشد و تعالی بشر استفاده کنیم.

لینک همین مطلب در سایت سدید

 

 

🔴💡کشف جدید علوم شناختی...
 

📹نام بردن از شهید #سردار_قاسم_سلیمانی در نشست بین المللی در ونزوئلا و عکس العمل حضار از ۵١ کشور جهان

 

برای دیدن فیلم کلیک کنید
 

 ✅ تمام غول های رسانه ای دنیا با همه شگرد های عملیات روانی و تاکتیک های شناختی سعی در تغییر اذهان را دارند.
اما شهادت قاسم سلیمانی تمام معادلات شناختی  را تغییر داد و فرضیه ای جدید را ایجاد کرد که قلب هم به عنوان یک عضوی از بدن از هزاران کیلومتر دارای "تاثیری" بیش از رسانه ها است.
اصلی که تاریخ و شواهد قرانی زیادی آن را تائید میکند، این بار در جلوی چشمان همه ما قرار گرفته است.
 

🔹 فاعتبروا یا اولی الابصار...
پس عبرت گیرید ای دارندگان چشم

 

 

محمدحسن عبدالصمد:

"سیاست‌های رسانه‌ای" اعم از زیرساخت، ابزار و محتوای  باید در جهت جریان هدایت باشد/ تربیت رسانه‌ای و تقوا دو ضرورت برای زیست سالم در فضای‌مجازی است.



محمدحسن عبدالصمد کارشناس رسانه در گفتگو با خبرنگار فرهنگ سدید نشسته است که می‌توانید مشروح آن را در زیر بخوانید:

سؤال: تعریف شما از سواد رسانه‌ای چیست؟

عبدالصمد: قبل از تعریف سواد رسانه‌ای یک مقدمه‌ای نیاز است که ذات فلسفه رسانه برای "تولیدکننده" و "مصرف‌کننده" چیست؟ تولیدکننده و صاحبان رسانه عمدتاً به دنبال ثروت یا قدرت هستند و در این حوزه اکثراً از هر تاکتیکی برای جذب مخاطبان استفاده می‌کنند. نکته اول که حائز اهمیت است این است که، مصرف‌کننده رسانه باید بداند که این "محتوایی" را که دارد استفاده می‌کند توسط چه کسی و با چه هدفی تولیدشده است. کجای آن مفید و کجای آن غیرمفید و حتی مضر است.

از طرفی دیگر کسانی که رسانه‌ها را "مصرف" می‌کنند دلایل مختلفی دارند، برخی برای آگاهی و کسب خبر و یا علم، رسانه را مصرف می‌کنند. برخی دیگر ممکن است تنها برای سرگرمی، لذت و پر کردن وقتشان استفاده می‌کنند. در این میان طبیعی است که صاحبان رسانه می‌توانند "ذائقه" و "تمایلات" مخاطبین را "جهت" دهند.

اگر بخواهیم مسئولیت وظیفه و تعهد رسانه را روشن کنیم نگاهی می‌اندازیم به بیانات رهبری در دیدار با شاعران و اهالی فرهنگ در سال ۹۸ که فرمودند: «شعر یک رسانه است؛ یک رسانه‌ی اثرگذار است و برای انتقال مفاهیم، کارآمدیِ مضاعف دارد نسبت به بیان غیر شعری؛ اغلب هنر‌ها همین‌جور هستند. البتّه هنر‌ها باهم متفاوت‌اند؛ خود شعر یک خصوصیّات و یک امتیازات ویژه‌ای دارد -کما اینکه بعضی از هنر‌های دیگر هم برای خودشان امتیازاتی دارند- که منحصربه‌فرد است و حالا نمی‌خواهیم وارد آن مقولات بشویم. خب این قدرت تأثیری که در شعر وجود دارد، مسئولیّت‌آور است. به‌ طور کلی همه‌ی اشیاء، همه‌ی اشخاص، همه‌ی پدیده‌هایی که شأن بالاتری دارند، مسئولیت بالاتری هم دارند. جنابعالی هم اگر چنانچه در مجموعه‌ای از آحاد جامعه بُرشِ بیان و نظر و رأی داشته باشید، مسئولیتتان بیشتر از آن‌کسی است که این بُرش را ندارد؛ بنابراین شعر به مناسبت همین قدرت تأثیرگذاری، دارای مسئولیت است، تعهّد دارد، تعهّدی بر دوش شعر هست؛ این تعهّد چیست؟ قرار گرفتن در خدمت جریان روشنگریِ الهی در طول تاریخ بشر. دو جریان در طول تاریخ وجود داشته: جریان بیّنات و جریان اغوا؛ جریان هدایت و جریان ضلالت، اضلال. «لَقَد اَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِّنت» یک جریان است در طول تاریخ، «لَاُغوِیَنَّهُم اَجمَعین» هم که حرف شیطان است، یک جریان دیگر است. مسئولیّتِ شعر این است که در خدمت آن جریان اوّل قرار بگیرد؛ علّتش هم واضح است، چون این را خدا داده، مال خدا و نعمت الهی است و ما بندگان خدا هستیم [پس]بایستی هر چه به ما نعمت داده، در خدمت جریان نبوّت و هدایت از سوی پروردگار قرار بدهیم؛ خب بنابراین، تعهّد این است.»

این سخنان در جمع دیدار با شعرا مطرح‌شده است. شعر به‌ عنوان یکی از ابزار هنری و به‌نوعی یک رسانه تأثیرگذار است. فقط کافی است در این بیانات به‌جای عبارت شعر عبارت "رسانه" را جای گذاری کنیم.

با توجه به نظرات کارشناسان، درمجموع ما معتقدیم "سیاست‌های رسانه‌ای" اعم از زیرساخت، ابزار و محتوای آن باید در جهت جریان هدایت باشد یعنی رسانه ذاتاً باعث رشد و تعالی انسان شود.

سؤال: عموم مردم وقتی می‌شنوند که کسی می‌خواهد آن‌ها را در جهتی هدایت کند، موضع می‌گیرند و استقبال نمی‌کنند؟

عبدالصمد: ببینید، همین الآن دنیای غرب دارد مردم دنیا را هدایت می‌کند منتهی هدایت در جهت شیطانی و با اهداف خودش؛ اما، چون اکثراً دارای بستر‌های زیرساختی و توانمندی‌های هنری بسیار قوی هستند، این هدایت به‌ ظاهر دیده نمی‌شود. اگر ده سال گذشته از مردم ایران می‌پرسیدیم که حاضرید فلان لباس را بپوشید و یا فلان مدل زندگی کنید، هیچ‌ کس قبول نمی‌کرد و حتی ممکن بود از این حرف ما ناراحت شوند؛ اما الآن همان مدل و همان سبک را رفتار می‌کند، چرا این اتفاق می افتد؟ چون رسانه عموما به صورت بسیار آرام و به‌ صورت تخدیری اول "افکار" و بعد "گفتار" و سپس "رفتار" ما را تغییر می‌دهد. یک مثالی هست با عنوان قورباغه داغ، در یک آزمایش علمی قورباغه‌ای را نزدیک آبی می‌کنند که به نقطه‌ جوش رسیده است، قورباغه عقب می‌رود و از رفتن به آب خودداری می‌کند، چون متوجه حرارت این آب می‌شود، بعد همان قورباغه را داخل آب سرد می‌گذارند و این آب سرد را با شعله بسیار ملایم آرام‌آرام گرم می‌کنند تا ببینند وقتی آب به نقطه‌جوش می‌رسد عکس‌العمل قورباغه چیست، جالب است قورباغه اصلاً متوجه اتفاقات نمی‌شود و چند دقیقه بعد قورباغه بدون اینکه هیچ عکس‌العملی از خود نشان بدهد در آبجوش، آب پز می‌شود و می‌میرد، الآن تقریباً رسانه‌ها همین کار را با مردم انجام می‌دهند بسیار آرام سبک زندگی ما را تغییر می‌دهند.

ما خیال می‌کنیم تنها محتوایی روی ما تأثیر دارد که مستقیماً حرفی را بزند. یک پدر و مادر احساس می‌کنند همین‌که به فرزند خود اجازه نمی‌دهند که فیلم "غیراخلاقی" و "ترسناک" ببیند وظیفه خود را به‌خوبی انجام داده‌اند و هیچ خطری از دیدن "اخبار" و یا "پیام‌های بازرگانی" و یا یک "سریال" برای فرزند خود نمی‌بییند.

برای مثال در تبلیغ یک یخچال و یا یک آبمیوه از صداوسیما، وقتی کودکی درب یخچال را باز می‌کند در تمام طبقات یخچال، انواع و اقسام میوه‌های گوناگون، کیک، ژله، آبمیوه و غذا‌های رنگارنگ وجود دارد. تصور کنید وقتی کودکی این تبلیغ را مشاهده کند و بعد درب یخچال خانه خودشان را باز کند، می‌بیند که در یخچال خانه‌شان از این تنوع و رنگارنگی خبری نیست. سؤال این است؛ بعد از این اتفاق آیا این بچه احساس خوشبختی می‌کند یا احساس بدبختی؟ چند درصد از مردم ایران درون یخچالشان این‌ چنین رنگارنگ است؟ این‌یک قانون طبیعی است که هر چه قدر میزان توقع بالا برود میزان "رضایت‌مندی" از زندگی هم کاهش می‌یابد. این موضوع احساس خوشبختی و احساس بدبختی موضوع بسیار مهمی است که خود توضیحات مفصلی دارد.

از این مثال‌ها صد‌ها مورد وجود دارد. ترویج "اشرافی گری"، ترویج "حرص و طمع"، "اسراف"، "خود و محوری" و... آسیب‌هایی دارد که از همین رسانه‌های خودی و قانونی هم قالب دریافت است که شاید بتوان گفت: این آسیب‌ها ضررش کمتر از دیدن فیلم‌های غیراخلاقی نیست، چراکه "جهان‌بینی" و "تفکر" یک انسان را دچار دگرگونی و یا دست‌کاری می‌کند. درمجموع همان‌طور که گفتم سیاست‌های رسانه‌ای باید در جهت جریان هدایت الهی باشد.

سؤال: خب با این فرض یعنی باید رسانه کاملاً دینی باشد، یعنی همه صداوسیما سیمای و شبکه‌های اجتماعی ما بشود شبکه قران و دروس حوزوی؟

عبدالصمد: متأسفانه تا میگوییم رشد و تعالی انسان، همه در ذهنشان مسائل رایج مذهبی مانند نماز و روزه و هیئت متبادر می‌شود. هر چند این‌ها هم نیاز و اصل است، اما گا‌ها در برخی جوامع بی‌دین هم می‌بینیم که برای رشد و تعالی انسان برنامه تولید می‌کنند؛ اما، چون متأسفانه ما تا چه در "ابزار" و چه در تولید "محصولات فاخر هنری" بسیار کم، کار قوی و تأثیرگذاری داشته‌ایم، احساس می‌کنیم برنامه متعالی تنها شبکه قرآن است، هر چند منکر برنامه‌ها فاخر در صداوسیما نیستیم، اما همین پیام‌های بازرگانی هم به‌جای اینکه در جهت ترویج اشرافی گری، حرص و تفاخر باشد می‌تواند در جهت جریان هدایت الهی باشد، می‌توان فرهنگ "ترجیح خوب‌تر از خوب" را، "ایثار" را "مهربانی" را "صبر" را ترویج دهد. منتهی، چون ما تاکنون مانند بسیاری از برنامه‌های تولیدی سعی نمودیم از غرب "تقلید" کنیم. احساس می‌کنیم کار بسیار دشوار و نشدنی است. درحالی‌که ذات و سرشت پاک انسان‌ها با مضامین الهی و اخلاقی بیشتر عجین است، اما، چون ذائقه‌های تغییر کرده و کار هنری فاخر در انتقال ارزش و مبانی دینی و انقلابی به‌خوبی صورت نگرفته این اقدام دشوار به نظر می‌رسد.

سؤال: شما نکته اول را بخش محتوایی رسانه را اشاره کردید؟ نکته دوم چیست؟

عبدالصمد: درست است، نکته اول این شد که مصرف‌کننده رسانه بداند که این "محتوایی" را که دارد استفاده می‌کند توسط چه کسی و با چه هدفی تولیدشده است. کجای آن مفید و کجای آن غیرمفید و حتی مضر است؛ اما نکته دوم که اهمیت و بسترساز "محتوا" است موضوع "زیرساخت" می‌باشد.

همان‌طور که محتوا باید در جهت جریان هدایت انسان‌ها باشد " زیرساخت" هم باید در جریان هدایت الهی قرار گیرد. این موضوع بعضاً مورد غفلت قرار می‌گیرد و بسیاری از کارشناسان تنها علت قدرت جریان شیطانی را تنها در موضوع محتوا می‌دانند. درحالی‌که اگر "زیرساخت" در جریان هدایت نباشد عمده تلاش‌های محتوایی مفید هم تأثیر چندانی نخواهد داشت، چراکه صاحبان قدرت رسانه‌ای "مسیر" را طوری جهت‌دهی کرده‌اند که امکان رسیدن محتوای ارزشی به مخاطبان میسر نخواهد شد. بگذارید مثالی بزنم. وقتی شما بهترین محتوا‌های فاخر هنری را در فضای نت جهانی بارگذاری کنید و مردم یک کشور تنها از گوگل استفاده می‌کنند، این گوگل و سیاست‌های پیدا پنهان او است که امکان دیده شدن و یا دیده نشدن محتوای شمارا می‌دهد. شاید این جمله را چند سال گذشته می‌گفتیم، عده‌ای روشنفکرمآب کم‌سواد، ما را متهم می‌کردند به مخالفان "گردش آزاد اطلاعات"، اما با رسانه‌ای شدن اقدام‌های اخیر مانند بسته شدن صد‌ها حساب کاربری ایرانی‌ها و افراد خاص تأثیرگذار در توییتر و اینستاگرام، کمتر کسی است که هنوز قائل به این باشد که صاحبان این پلتفرم‌ها بر اساس سیاست‌های رژیم صهیونیستی عمل نمی‌کنند.

سؤال: الآن در بخش زیرساخت ایران ما کجا هستیم؟

عبدالصمد: کارشناسان این حوزه باید به سؤال به‌صورت دقیق پاسخ دهند، اما آن چیزی که برای همگان قابل‌مشاهده است این است که موتور جستجوی اول ایرانیان، گوگل، پیام‌رسان اول ایرانیان، تلگرام، در شبکه‌های اجتماعی اینستاگرام و توییتر، در پست الکترونیکی هم جیمیل و یاهو در ایران بیشترین کاربر را دارد. با توجه به این بستر‌هایی که همه در اختیار دشمن درجه‌یک ما، یعنی آمریکا و اسرائیل قرار دارد، چطور می‌توانیم در فضای‌مجازی اقدام مؤثر داشته باشیم؟ وقتی "ویکی پدیا"، که غیر معتبر بودنش مشهود است، می‌شود منابع تحقیقی دانشجو و حتی برخی از اساتید دانشگاهی ما، دیگر نمی‌توان انتظاری از تأثیرگذاری محتوای مفید در فضای‌مجازی داشت. متأسفانه باوجود داشتن نخبگان و تولیدکنندگان پلتفرم‌های ایرانی، به علت منفعت‌های سیاسی و اقتصادی برخی از مسئولین اجرایی، حمایتی شایسته از این افراد نمی‌شود.

یکی از راهکار‌های مهم هم در این بخش، همان ابلاغ رهبر معظم انقلاب به اعضای شورای عالی فضای‌مجازی است، یعنی راه‌اندازی "شبکه ملی اطلاعات" که متأسفانه این موضوع همچنان بعد از گذشت چند سال، مورد غفلت مسئولان مربوطه قرارگرفته است.

یک نکته مهم این است که حتی اگر زیرساخت و محتوا هم ایرانی باشد، اما سازوکار و پلتفرم، کپی شده از دنیای غرب باشد ما بازهم نمی‌توانیم در این زمینه به توفیقاتی دست پیدا کنیم. برای نمونه در حوزه پیام‌رسان و یا شبکه‌های اجتماعی آیا همین‌که زیرساخت و سرور این شبکه‌ها ایرانی و داخلی باشد آیا دیگر آسیب‌های رایج در فضای‌مجازی را نخواهیم داشت؟ خیر، باید با نوآوری و خلاقیت "نیاز‌های واقعی انسان" را شناخت و بر اساس آن ابزار‌های متناسب با "رفع نیاز" او را ایجاد کرد. متأسفانه بسیاری از سرویس‌هایی که برای خدمات ارائه می‌شود بر اساس "نیاز‌های کاذب" است. حالا فرقی نمی‌کند این سرویس ایرانی باشد یا خارجی. به قول آقای افسری، همه سرویس و پلتفرم‌ها سناریو‌هایی دارند که ما هم ناخودآگاه بر اساس آن سناریو‌ها آن‌ها عمل می‌کنیم هرچند اگر محتوای دینی را داخل آن قرار دهیم و راهکار این است که ما هم باید متناسب با مبانی دینی و اخلاقی خودمان سناریوی جدیدی از سرویس و پلتفرم‌ها ایجاد کنیم.

سؤال: یعنی شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها نیاز کاذب هستند؟

عبدالصمد: ببینید هر انسانی نیاز‌هایی در زندگی دارد و در کنار آن خواست‌هایی هم می‌تواند در زندگی داشته باشد. "نیاز" مانند نیاز به غذا در زمان گرسنگی، اما "خواست" یعنی خوردن مثلاً نوشابه یا تخمه بعد از غذا؛ یعنی اگر تخمه یا نوشابه نباشد زندگی‌ها دچار مشکل نخواهد شد. امروزه رسانه‌ها خواست‌های ما را تبدیل به نیاز می‌کنند یا به‌عبارتی‌دیگر "نیاز کاذب" درون ما به وجود می‌آورند. مثلاً در تبلیغات و پیام‌های بازرگانی طوری وانمود می‌شود که فلان روغن، کفش یا شامپو نیاز ما است و باید برای زندگی و داشتن تنی سلامت، از آن‌ها استفاده کنیم. یا برای نمونه آیا تمام دانش آموزان ابتدایی یک مدرسه نیاز به تبلت و گوشی تلفن همراه اندروید با اینترنت پرسرعت دارند؟! خیر؛ اما همه آن‌ها "احساس نیاز" می‌کنند و این احساس نیاز را حتی به والدین هم انتقال می‌دهد؛ و یا گشت‌وگذار در فضای‌مجازی، مثلاً گشتن و چرخیدن در اینستاگرام تا چه حد برای انسان مفید است و چقدرش "نیاز‌های اصلی" و دردی از انسان را دوا می‌کند و چقدرش هیچ خاصی ندارد؟! اما هم‌اکنون شاهد هستیم که در کشور ما، بسیاری از افراد به این ابزار و محتوا‌ها "احساس نیاز" می‌کنند و ساعت‌های در روز را به گشت‌وگذار در فضای‌مجازی می‌پردازند. حرف من این است که با داخلی کردن یک پیام‌رسان و یا شبکه اجتماعی با همان متد‌های غربی، بسیاری از مشکلات مانند "اعتیاد به فضای‌مجازی" و "هرزه‌گردی" در فضای‌مجازی حل نخواهد شد.

سؤال: جایگاه سواد رسانه‌ای در این حوزه کجا است؟

عبدالصمد: وقتی آسیب‌های ناشی از فضای‌مجازی را مشاهده می‌کنیم متوجه می‌شویم که محتوا و زیرساخت می‌تواند در کاهش یا افزایش این آسیب‌ها مؤثر باشد، اما آیا اگر زیرساخت ایمن و داخلی باشد و محتوای هم تا حد ممکن کنترل‌شده باشد، آیا دیگر شاهد مشکلات نخواهیم بود؟ خیر، در اینجا موضوع "تربیت فردی و اجتماعی" مطرح می‌شود، اینکه یک فرد در استفاده از رسانه چگونه عمل کند برمی‌گردد به سواد رسانه‌ای که برخی از آن با عنوان "تربیت رسانه‌ای" یاد می‌کنند.

تا اینجا در ارتباط موضوع جهت‌دهی محتوا و زیرساخت صحبت کردیم که باید در جهت هدایت الهی باشد. همچنین در رابطه با "تربیت رسانه‌ای" سخن گفتیم، اما گام چهارمی هم هست که باید موردتوجه قرار گیرد و آن موضوع "تقوا" است.

سؤال بسیار مهم این است که اگر در فضایی هم زیرساخت هم محتوا و هم تربیت رسانه‌ای به‌صورت کامل رعایت شود آیا این باعث می‌شود که مثلاً یک فرد فیلم غیراخلاقی نبیند یا حتی به آن فکر نکند؟ یا دلیل می‌شود که فرد، وقتش را در رسانه به بطالت نگذارند؟! اینجا است که موضوع " تقوا فردی و اجتماعی" مطرح می‌شود؛ فردی که از کودکی والدین او، به آن اصول تربیت صحیح را یاد نداده‌اند، یقیناً دچار مشکل می‌شود. فرزندی که پدر و مادرش تفاوتی برای تربیت در ۷ سال اول و دوم قائل نمی‌شود و اصول آن را فرانگرفته است در فضای سالم مجازی هم دچار مشکل خواهد شد.

برای نمونه فرض کنیم فرزندی طوری تربیت‌شده باشد که از کودکی هر چه خواسته است برایش تهیه‌شده است و هیچ "قانونی" در آن خانه حاکم نبوده است، "ادب" و "خودکنترلی" در آن خانواده آموزش داده نشده است، در این صورت این فرد "هر زمان" بخواهد می‌تواند به "هر ابزاری" که "دلش می‌خواهد" دست پیدا کند و در آن "هر محتوایی" که دلش می‌خواهد تولید و یا توزیع کند.

درواقع حرف من در این مثال فرهنگ "دلم می‌خواهد" است. با ترویج فرهنگ دلم می‌خواهد که همان "پیروی بی‌چون‌وچرا" و "بدون قاعده" از "هوای نفس" است، دیگر هیچ آموزشی جواب نمی‌دهد. در این خانواده اگر هم قانونی گذاشته شود فرد، سعی در شکستن و یا بی‌حرمتی به قانون را دارد. اگر در این خانواده همه اعضای آن‌هم دوره‌های تخصصی سواد رسانه هم‌گذارنده باشند، اما رفتار آن‌ها منجر به کاهش آسیب‌های رایج در فضای‌مجازی منجر نخواهد شد.

به‌صورت خلاصه باید گفت که برای داشتن زیست سالم در فضای‌مجازی باید چهار عنصر یعنی سیاست‌گذاری‌ها در محتوا و هم زیرساخت در جهت جریان هدایت الهی باشد و همچنین انسان باید به تربیت فردی و اجتماعی در مواجهه با رسانه (سواد رسانه‌ای) و تقوای فردی و اجتماعی نیز مجهز باشد.

منبع: فرهنگ سدید


3 گام مهم برای ایمنی در فضای مجازی
محمد حسن عبدالصمد
این روزها اکثر مردم در فضای رسانه‌ای تنفس می‌کنند. عده‌ای می‌گویند نگوییم فضای مجازی بلکه بگوییم فضای واقعی غیرملموس و حتی عده‌ای این تعریف را هم ناقص می‌دانند و می‌گویند این فضا ملموس هم هست و هیچ تفاوتی با عالم واقعی ندارد.
دروغ، تهمت، شایعه، کلاهبرداری، اتلاف وقت، اعتیاد، محتوای غیراخلاقی، ایجاد تردید و بدبینی که در دنیای واقعی وجود دارد در فضای مجازی نیز وجود دارد و یا می‌توان گفت فضای مجازی رفتار و هنجار‌های اجتماعی را می‌تواند تشدید و یا تسهیل کند.
این آسیب‌ها که نماد بیرونی دارد مربوط به رفتار انسان‌ها می‌باشد این در حالی است که بسیاری از آسیب‌هایی که مربوط به افکار و بینش انسان‌ها است، از دید کارشناسان پنهان مانده است و ممکن است بعد از گذر چند دهه خود را نمایان سازد.

سواد رسانه‌ای
بسیاری از کارشناسان راه‌حل کاهش آسیب‌های احتمالی فضای مجازی را گسترش «سواد رسانه‌ای» می‌دانند. به همین منظور خوشبختانه چند سالی است که برخی از ارگان‌ها و کارشناسان به صورت خودجوش و سازماندهی شده به آموزش سواد رسانه‌ای روی آورده‌اند. 
اما چند سؤال جدی در این حوزه مطرح است:
آیا آموزش سواد رسانه‌ای منجر به کاهش آسیب‌های ناشی از فضای مجازی می‌شود؟
آیا در کشورهایی که آموزش سواد رسانه‌ای را از سال‌های دور شروع کرده‌اند، این آسیب‌ها کاهش پیدا کرده است؟
آیا صرف داشتن دانش سواد رسانه‌ای لزوماً منجر به کاهش آسیب‌ها می‌شود؟ (فرد سیگاری که می‌داند سیگار بد است آیا سیگار را ترک می‌کند؟ یا فرد چاقی که می‌داند پرخوری بد است آیا مراعات می‌کند؟)
چه عوامل دیگری برای کاهش آسیب‌های رایج در حوزه رسانه و فضای مجازی وجود دارد؟

تقابل غلط سواد رسانه‌ای و فیلترینگ

متاسفانه عده‌ای تنها راه‌حل مشکلات بی‌شمار فضای مجازی را، یادگیری دانش سواد رسانه‌ای می‌دانند و برای به ثمر نشستن اهداف سیاسی و اقتصادی خود شعار می‌دهند که «سواد رسانه‌ای به جای فیلترینگ» باشد. این شعار شاید عامه‌پسند باشد اما فردی که اندک دانشی در حوزه رسانه داشته باشد می‌داند که تقابل سواد رسانه‌ای و فیلترینگ، حرفی از اساس غلط و غیرکارشناسانه است. برای روشن شدن غلط بودن این سخن به مثال زیر توجه کنید:
کدام پدر عاقل و دلسوزی قبل از آنکه فرزندش گواهینامه راهنمایی و رانندگی را بگیرد سویچ اتومبیل را به او می‌دهد تا به مسافرت برود؟
پس یک گام این است که مهارت یادگیری استفاده از اتومبیل را بداند (آموزش سواد رسانه‌ای)، حال سؤال این است که آیا صرف داشتن گواهینامه باعث می‌شود این جوان در رانندگی با خطر تصادف مواجه نشود؟ خیر؛ بلکه عوامل دیگری مانند: امنیت اتومبیل (نوع ابزار رسانه‌ای)، جاده‌های سالم و امن (زیر ساخت)، علائم هشدار‌دهنده مانند تابلوی «خطر ریزش کوه»، «مسیر مسدود است»، «انحراف به چپ ممنوع» و...(فیلترینگ) بسیار مهم و تاثیرگذار هستند. 
در اینجا باز این سؤال مطرح می‌شود که اگر فرد هم گواهینامه داشته باشد و هم تمام عوامل بالا توسط حاکمیت تامین شده باشد، آیا باز هم از خطر تصادف به دور است؟ خیر، اگر این فرد با داشتن گواهینامه و داشتن اتومبیل ایمن در جاده‌های سالم و بی‌خطر براساس میل باطنی‌اش سرعت غیرمجاز داشته باشد و یا به علائم توجهی نکند یقینا دچار خطر خواهد شد.
پس جدای از مهارت یادگیری «سواد رسانه‌ای» و «عوامل محیطی»، نیاز به یک «عامل بازدارنده درونی» به شدت احساس می‌شود.

نقش مهم «خود کنترلی» یا «تقوا»
شاید برای همین است که داشتن دانش و مهارت سواد رسانه‌ای منجر به ندیدن فیلم‌های پورن و غیراخلاقی نمی‌شود. برای اثبات این ادعا می‌توان به بالاترین سرچ‌ها در فضای مجازی در کشور‌هایی که سواد رسانه‌ای را از سال‌های دور آموزش و نهادینه کرده‌اند، توجه کرد. 
برخی از کارشناسان حوزه رسانه، نام این عامل بازدارنده درونی را «خود کنترلی» گذاشته‌اند در حالی که همین مفهوم به معنای کامل‌تر با نام «تقوا» در اسلام از آن یاد شده است. یعنی انسان بتواند در برهه‌های مختلف زندگی به خواهش‌های نفسانی خود نه بگوید. این نه گفتن دو علت می‌تواند داشته باشد، یک علت مادی، که من مثلا فلان غذا را نمی‌خورم برای اینکه برای من ضرر جسمی دارد، یعنی فرد علم به ضرر این فعل دارد و علم تجربی هم این ضرر را ثابت کرده است. اما گاهی این نه گفتن ریشه در عبد و فرمان پذیر بودن دارد، یعنی من این کار را انجام نمی‌دهم برای اینکه پروردگارم این کار را نهی کرده است، یعنی علم تجربی شاید این ضرر را ثابت نکرده باشد اما ایمان من به پروردگار عالم و قوانین او، به من اجازه انجام فلان فعل حرام را نمی‌دهد هر چند میل من به انجام دادن آن باشد.

3 گام مهم
در مجموع، اگر بخواهیم شرط لازم برای حضور در فضای مجازی را اعلام کنیم، باید گفت که سه گام برای رسیدن به این هدف باید برداشته شود.
گام اول: عوامل محیطی (مدیریت سالم، زیر ساخت سالم، ابزاربومی، پایش محتوا یا فیلترینگ و...) 
گام دوم: سواد رسانه‌ای (سواد رایانه ای، رژیم مصرف، تفکر انتقادی، رسانه شناسی و...)
گام سوم: عامل بازدارنده درونی یا به عبارتی دیگر مهار نفس و تقوا.

متاسفانه برخی از مسئولان و کارشناسان حوزه رسانه، گزینشی به این مراحل می‌نگرند و تنها تحقق یک گام را کافی می‌دانند؛ در حالی که برای محقق شدن کاهش آسیب‌های رایج در فضای مجازی باید این سه گام همزمان محقق شود.
برای مثال مدیران دولتی اعم از شخص رئیس‌جمهور و وزارت ارتباطات دولت دوازدهم، معتقد به اجرایی شدن سواد رسانه‌ای هستند هر چند همین گام هم ابتر مانده است، این در حالی که اگر تمام مردم خودشان استاد سواد رسانه‌ای هم باشند، اما تا زمانی‌که عوامل محیطی و عامل بازدارنده اعمال نشود، مشکلات کماکان پا برجا است.
برخی دیگر هم تنها محقق شدن عوامل محیطی را کافی می‌دانند که این نگرش هم هر چند آسیب‌ها را کمتر می‌کند اما منجر به رفع مشکلات رایج در فضای مجازی نمی‌شود. از این افراد باید پرسید که آیا به فرض مثال اگر تمام مردم در بستر داخلی و در پیام رسان‌های بومی عضو باشند که اتفاقی مهم و مثبت است، آیا مخاطبان در معرض ترویج شایعه، اعتیاد رسانه‌ای و محتوای بیهوده قرار نمی‌گیرند؟
یقینا هر سه گام از اهمیت ویژه خود برخوردار است و مردم و مسئولین باید برای تحقق این سه گام بکوشند.
...............................
همین مطلب در تاریخ 98/02/24 در روزنامه کیهان منتشر شد  لینک 

 


 

-سلام برنامه عصر جدید

* بله بفرمائید:

-عباس برزگر هستم. من تونستم با دست خالی روستامون رو تبدیل به قطب گردشگری کنم میتونم تو برنامه تون شرکت کنم و ایدم رو بگم، شاید بقیه هم بتونن استفاده کنن؟

* نمیدونم چی میگی؟ ما گفتیم کشف استعداد تو زمینه سرگرمی و ورزشی هنری. این کدومشه؟  فیلمی از کارات داری بفرست بررسی میشه. اگه نه وقت ما رو هم نگیر.

 -----------------------------------------------------------------

 

 - الو سلام برنامه عصر جدید؟

 * بله بفرمائید

- حسین عطایی هستم.  16 تا  اختراع تو زمینه های طراحی خودرو دارم و دو تا کمپانی بزرگ خودروسازی دنیا هم بهم پیشنهاد دادن میتونم تو برنامه عصر جدید شرکت کنم.

 * چند سالته عمو؟

  - 13 سال

 پسرم بدون اجازه پدر و مادرت دست به تلفن نزن. اگر فیلمی از کله ملق زدن داری یا میتونی با دهنت صدای اگزوز در بیاری بفرست تا بررسی بشه.

  ------------------------------------------------------------------

 


 -سلام من مبینا وطن خواه هستم یک دستگاه هوشمند نشت یاب لوله های اب رو اختراع کردم میتونم تو برنامتون شرکت کنم

 * خانم محترم انتظار داری ما یه لوله کش رو دعوت کنیم به پربیننده ترین برنامه تلویزیون؟

- آقای محترم درست صحبت کنید، من بعد از اختراعم تو اداره مالکیت صنعتی ایران به کشور سویس دعوت شدم تا تو  چهل و پنجمین جشنواره اختراعات بین المللی  ژنو شرکت کنم.

*  پس برو همونجا تو برنامه عصر جدیدشون شرکت کن. اینجا باید بتونی روی استیج استعدادت رو تو چند دقیقه اجرا کنی تا دهن همه داور ها و شرکت کننده ها کف کنه. نتونی اجرا کنی یعنی استعداد نداری! 

 ----------------------------------------------------------------



 -سلام برنامه عصر جدید

* بله بفرمائید؟

 - محمدعلی اسلامی هستم با کامپیوتر مسابقه دادم و تونستم پیروز بشم، طوری که در عرض یک دقیقه تونستم اطلاعاتی از ۱۵ صفحه قرآن رو بدون اطلاع قبلی از من سؤال ‌شد رو جواب بدم. ، طوری که انگار تمام صفحات قرآن جلوی چشمامم بازه.

*اشتباه گرفتی پسرم باید زنگ بزنی شبکه قران.

 -----------------------------------------------------------------

 


-سلام برنامه عصر جدید

* بله بفرمائید؟

- پسرم مثل آدم داشت درسشو میخوند و زندگی میکرد از وقتی برنامه شما شروع شده، افسرده شده. میگم چی شده میگه من نه میتونم آواز خوب بخونم، نه دابسمش اجرا کنم. نه توپ رو انگشتم بچرخونم. بهش میگم  پسرم این ها نمایش دارن اجرا میکنند اینها که افتخار نیست. تو کتش نمیره... خدا بگم چیکارتون کنه به جای اینکه به بچه ها بگید داشته هاتون رو ببینید و باهاش دنیا رو بسازید بهشون میگید یک آدم استثنایی رو ببین و سعی کن خودتو شبیهش کنید. ای کاش افرادی رو می آوردید که استعدادشون به درد خودشون و بشریت بخوره و بتونه دردی رو دوا کنه

 

--------------------------------------------------

 افرادی که اسمشان در این متن آمده شخصیت واقعی دارند و شاید تماسی با برنامه عصر جدید نگرفته اند. و این متن خیالی  برداشت آزاد نویسنده  از واقعیت برنامه عصر جدید است.


در این کارگاه که با هدف افزایش آگاهی کارکنان از تحولات حاکم بر فضای مجازی و رسانه ای نوظهور و نحوه مدیریت و برخورد با این ابزارهای اطلاع رسانی نوین برگزار شد؛ عبدالصمد کارشناس سواد رسانه ای و پژوهشگر این حوزه ضمن بیان مقدمه ای بر ماهیت رسانه های نوظهور به ارائه توضیحات مبسوط در خصوص سواد رسانه ای، نحوه رویکرد با رسانه ها، مضرات محتوای رسانه ها، پیامدهای نداشتن سواد رسانه ای، اهداف پنهان و پیدای طراحان رسانه ها، نا امن بودن فضای رسانه ها، پیدایش رفتارهای ناهنجار ناشی از ماهیت و محتوای رسانه ها نظیر، فردگرایی، تنهایی، اصالت فرد، تغییر دستگاه محاسباتی ذهن و ... پرداخت.
عبدالصمد با بیان برخی راهکارهای عملی برای مدیریت رسانه، پنج اصل منطقی مدیریت فضای رسانه ای را تحکیم مبانی اندیشه، تجهز مخاطبان به علم منطق، آگاهی به فنون اقناع، گفتگوی انتقادی و مرجع شناسی محتوای رسانه ها دانست.
کارشناس حوزه رسانه ده اصل تربیت رسانه ای در خانواده اسلامی را حاکمیت قانون، مسئولیت پذیری، آموزش و آگاه سازی، الگو سازی، جایگزین سازی، همراهی، ایمن سازی، تدریج و استمرار، اقتدار همراه با اعتماد، صمیمت و مهربانی، شناسایی استعداد های فرزندان و استفاده از آنها برای تربیت کودکان بر شمرد.

لینک خبر


عکس های این مراسم


حسن عبدالصمد

 

حسن عبدالصمد در برنامه گفتاورد از "رادیو تهران" به موضوع نقش فضای مجازی بر روابط خانوادگی میپردازد


دریافت

 

لینک این فایل صوتی در سایت رادیو تهران    http://webapp.iranseda.ir/EpgRecordArchive.aspx?VALID=TRUE&epgId=138096752&chid=20

 

سال 96 در نشستی با موضوع سواد فضای مجازی مهمان موسسه امیری حسین (ع) بودم.

دوستاناین جلسه زحمت کشیدند بخشی از متن سخنرانی بنده را به صورت فایل pdf پیاده سازی کردند که در ادامه لینک این فایل قابل دانلود است


لینک سخنرانی:    دریافت

عنوان: سخنرانی سواد رسانه ای/ موسسه امیری حسین(ع)


لینک کانال سروش موسسه امیری حسین(ع)

 

سبک زندگی و رسانه

حسن عبدالصمد در برنامه "رویای آندلس.اندیشه توسعه و ظهور جامعه مصرفی" در رادیو ایران

 

 

 


دریافت

 

 

 

 


دریافت

 

لینک این فایل صوتی در سایت آپارات

https://www.aparat.com/v/b3HRf

 

حریم خصوصی در فضای مجازی با حضور حسن عبدالصمد در برنامه کاربرانه شبکه

 


دریافت

 

لینک همین ودیئو در آپارات  https://www.aparat.com/v/zId1A

 

 

حسن عبدالصمد کارشناس فضای مجازی و علوم تربیتی در برنامه راه نشان شبکه قرآن پیرامون رسانه وقرآن و نکاتی پیرامون سواد رسانه ای

 

 


دریافت
عنوان: قرآن و فضای مجازی
حجم: 20.3 مگابایت

 

لینک این ویدئو در سایت آپارات   https://www.aparat.com/v/4pzRj

 

 

حسن عبدالصمد در برنامه گفتاورد از رادیو تهران به نقش و تاثیر بازی های رایانه ای بر کودک و نوجوان  و ارائه راهکار برای مقابله با آسیب ها میپردازد

 

 

 

لینک دانلود از آپارات  https://www.aparat.com/v/OoS9I

 

 

 

حسن عبدالصمد در برنامه گفتاورد از رادیو تهران به نقش و تاثیر بازی های رایانه ای بر کودک و نوجوان  و ارائه راهکار برای مقابله با آسیب ها میپردازد

 قسمت اول
دریافت
عنوان: بازی های رایانه ای حسن عبدالصمد
حجم: 9.7 مگابایت

مدت زمان: 25 دقیقه 19 ثانیه 

 

 

لینک دانلود از آپارات https://www.aparat.com/v/1P9bg

 

 


بهترین جایگزین اعتیاد به فضای مجازی چیست؟




وقتی میانگین مکالمه یک زن و شوهر ایرانی طبق آمار، در طول شبانه‌روز 17 دقیقه است و مکالمه فرزندان با والدین در طول شبانه‌روز به 20 دقیقه رسیده است، دیگر نمی‌توان انتظار یک خانواده با قوام، مستحکم و شاد را داشت.
از طرفی دیگر، عمده بازی‌های رایانه‌ای در بازار توسط کمپانی‌های خارجی با فرهنگ غربی تولید شده است که دو عنصر «روابط جنسی» و «خشونت» از اصلی‌ترین گزاره‌های این بازی‌ها است و متاسفانه به علت عدم راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات، دشمن توانسته است در جنگ نرم، بسیاری از بازی‌هایی را که در برخی از کشورها، فروشش جرم است را به راحتی با قیمت بسیار ارزان در اختیار نوجوانان ایرانی قرار دهد
این موضوع که زنگ خطری بزرگ برای تغییر سبک زندگی خانواده ایرانی است بسیاری از کارشناسان را به این فکر واداشت که راهکاری برای رفع این مشکل بیاندیشند، تا جایی که رهبر معظم انقلاب در سال 91 در دیدار با اعضای شورای انقلاب فرهنگی مجبور شدند به صورت ریز راهکار این موضوع را مطرح نمایند.
ایشان فرمودند: « ما بچه‌های خودمان را که الک دولک بازی می‌کردند که تحرک داشت و خوب بود، گرگم به هوا بازی می‌کردند که کار بسیار خوبی بود و ورزش بود و بازی و سرگرمی بود، یا این چیزی که خط‌کشی می‌کنند و لی لی می‌کنند. بازی بچه‌های ما این‌ها بود. آورده‌ایم نشانده‌ایم پای اینترنت، نه تحرکی روحی دارند، و ذهنشان تسخیر شده به وسیله طرف مقابل. خب بیایید بازی تولید کنید، بازی ترویج کنید، همین بازی‌هایی که بنده حالا اسم آوردم و ده تا از این قبیل بازی [که] بین بچه‌های ما از قدیم معمول بوده را ترویج کنید؛ [این] یکی از کارها است، این‌ها را ترویج کنید. ما همه‌اش نباید نگاه کنیم ببینیم که غربی‌ها از چه جور بازی‌ای حمایت می‌کنند، ما هم ازهمان بازی حمایت بکنیم
وقتی فرمانده کل قوا که باید سیاست‌های کلی را بیان نمایند، مجبور می‌شوند آنقدر ریز بشوند که حتی اسامی بازی‌های قدیمی را به منظور ترویج بیاورند، یعنی بسیاری از مسئولین کم کاری مشهودی در موضوعات فرهنگی تربیتی داشته‌اند. عجیب‌تر آنکه متاسفانه بعد از گذشت 6 سال از بیانات رهبری تا کنون اقدامی در خور صورت نگرفته است و تنها چند آثار مکتوب و مجازی توسط گروه‌های خودجوش فرهنگی که در آن بازی‌های سنتی را توضیح داده است منتشر شده است.

بازی در فضای حقیقی
همان‌طور که گفته شد بازی در فضای حقیقی که یک نیاز طبیعی و فطری کودک و نوجوان است و می‌تواند یکی از بهترین ابزار برای مقابله با جنگ نرم دشمن در فضای مجازی باشد، طبیعتاً هر کودک و نوجوان و حتی هر بزرگسالی وقتی در دنیای واقعی با یک بازی جدید پرهیجان و گروهی روبرو باشد، یقیناً آن را بر بازی‌های مجازی ترجیح می‌دهد. متاسفانه با گسترش بازی در فضای مجازی، بازی‌های سنتی و گروهی آرام آرام رو به فراموشی می‌رود. بازی‌هایی که مزایایی مانند تمرین کار گروهی، بالا رفتن روابط عمومی، تحمل شکست، افزایش خلاقیت، پشتکار، تمرکز، عدم احساس تنهایی، تحرک بدنی و تخلیه انرژی را به خود داشت، جای خود را به بازی‌های مجازی که آسیب‌هایی مانند، فرد گرایی، اختلال در بینایی، انزوا و تنهایی، بالا رفتن هیجان و عدم تخلیه آن، کم خوابی، ضعیف شدن حافظه، کم تحرکی و آسیب‌های فرهنگی و تربیتی که در محتوای بازی‌ها وجود دارد، داده است. هر چند برخی از بازی‌های مجازی هم فوایدی دارد، اما با نگاه کلی و بعد از هزینه فایده کردن، متوجه می‌شویم که بازی در فضای حقیقی بسیار بسیار مفید و ضروری برای هر کودک و نوجوانی است.
مشکل آنجاست که کودک و نوجوان امروز کمتر اطلاعی از بازی‌های سنتی و پرهیجان دارد. یکی از راهکارها این است که این بازی‌ها توسط والدین، مراکز آموزشی، فرهنگی و رسانه‌ها آموزش داده شود.
لازم به ذکر است، بسیاری از بازی‌ها می‌تواند در محیط خانواده توسط فرزندان با والدین صورت بگیرد. در این موارد حتما پدر و مادر باید با قرار دادن زمان کافی و مشخصی در طول روز این نیاز خانواده که همانند نیاز به غذا و خواب است را تامین کنند. در ادامه مثالی برای نحوه مواجهه و ضرورت بازی در دو خانواده را بررسی می‌نمائیم.
 
برخورد اول:
بابا بیا بازی. حوصلم سر رفته 
پدر در حالی که با دقت به اخبار گوش می‌کند: هیس! یه دقیقه صبرکن اخبار تموم شه 
دختر کنترل تلویزیون را از جلوی پدر برمی‌دارد و روبروی پدر می‌ایستد و درحالی که قیافه لوسی به خود گرفته سکوت می‌کند.
پدر: چیه بابا جان، وایسا اخبار تموم شد میام.
بعد از دیدن اخبار. پدر می‌گوید: خوب چی بازی کنیم.بیا گل یا پوچ.
دختر: نه بابا خسته شدم همیشه میگی گل یا پوچ بیا یه بازی بدو بدویی کنیم. مثل قایم موشک
پدر در حالی که روی مبل نشسته همانجا دستش را روی صورتش می‌گیرد و می‌گوید: برو قایم شو؛ ده، بیست، سی، چهل.... بیام؟
دختر با صدای آرامی می‌گوید: بیا
پدر بلند می‌شود دو قدمی راه می‌رود بعد می‌گوید دیدمت، پشت در اتاقی سُکْ سُکْ.
دختر با هیجان به سمت پدر می‌رود و سُکْ سُکْ می‌گوید و پدر با بی‌حوصلگی راه می‌رود 
دختر که از بازی با پدر لذت نبرده بود، می‌گوید بابا یه بازی دیگه. پدر هم می‌گوید خوب دیگه الان گشنمه بزار غذا بخوریم باید زود بریم خونه مامان جون بیا این موبایل منو بگیر یه بازی جدید نصب کردم.

برخورد دوم:
دختر یک ساعتی هست که چشم از تبلتش برنمی دارد.
پدر بدون توجه به دخترش، بلند به همسرش می‌گوید. خانم بیا یکم بازی کنیم. دلم گرفت
مادر سراسیمه از آشپزخانه بیرون می‌آید و می‌گوید خوب من چشم می‌زارم شما برید قایم شید. ده بسیت سی چهل.... اومدم...
پدر با هیجان به پشت در اتاق می‌دود. جایی که دخترش مشغول بازی با تبلتش بود. پدر آرام انگشتش را جلوی صورتش می‌آورد و با لبخند می‌گوید هیس...(یعنی لو ندی به مامان من اینجا قایم شدم)
مادر با اینکه می‌داند پدر کجاست خود را به ندیدن می‌زند و به داخل اتاق می‌آید و زیر لب می‌گوید: بابا کجا قایم شده.
پدر یواشکی از پشت مادر به سمت پذیرایی می‌دود و مادر هم با هیجان به دنبال او. همزمان با هم دستشان را به دیوار پذیرایی می‌زنند و می‌گویند سُکْ سُکْ.
حالا پدر چشم می‌گذارد. دختر بچه که تا الان یک نگاهش به تبلت بود و یک نگاهش به بازی پدر و مادر، تبلتش را کنار می‌گذارد و هم بازی پدر و مادر می‌شود.
براستی ما کدام برخورد را با فرزندمان انجام می‌دهیم؟
آیا همانطور که از نخوردن وعده غذایی فرزندمان نگرانی داریم از بازی نکردن بچه‌هایمان در طول روز که غذای روحشان هست نگرانی داریم؟
متاسفانه عواملی مانند آپارتمان‌نشینی، تک فرزندی،‌اشتغال مادران در خارج از خانه، و اعتیاد به فضای مجازی و تلویزیون باعث شده است که فرزندان همانند دهه 60 و70 در کوچه و خیابان نیایند و به بازی نپردازند. همراهی والدین در شکستن تابوی نیامدن فرزندان به محیط‌های باز مانند حیاط مجتمع، پارک‌ها و بوستان‌ها می‌تواند بسیار مفید باشد.
همچنین می‌توان با ارتباط با همسایه، اقوام و یا دوستانی که از لحاظ فرهنگی شبیه به یکدیگر هستند، مشکلات تک فرزند بودن را تاحدی کاهش داد تا فرزندان با همسالان خود در دید و بازدید و رفتن به طبیعت لذت بازی را تجربه نمایند.
مطمئناً شورای عالی انقلاب فرهنگی، مجلس شورای اسلامی، صدا و سیما، شهرداری‌ها، مساجد و وزارتخانه‌های آموزش و پرورش، ورزش و جوانان و ارتباطات، می‌توانند نقش بسیار مهم و سازنده‌ای را در زمینه ترویج بازی‌های سنتی و بومی داشته باشند که متاسفانه گویا این موضوع بسیار مهم و حیاتی که در سرنوشت کودکان و نوجوانان این مرز بوم تاثیر زیادی دارد، در هیچ سازمان و ارگانی محلی از اعراب ندارد.
خلاصه آنکه با توجه به سبد فروش بازی‌های غیر مناسب در کشور، و عدم توجه مسئولین به این مهم، اولین گام این است که خانواده‌ها اولویت بازی در فضای حقیقی را جدی بگیرند، تا مجبور نباشیم مانند بسیاری از کشورها فرزندانمان را به «کمپ‌های ترک اعتیاد بازی‌های رایانه ای» بسپاریم


محمد حسن عبدالصمد

همین مطلب در روزنامه کیهان


از ترویج سبک زندگی غربی و ‌اشرافی تا تمسخر مخاطب



صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، همواره یکی از پاک‌ترین رسانه‌ها در میان انبوه رسانه‌های دنیا بوده است. از همین رو انتظار می‌رود تا مدیران این سازمان، تمام تلاش خود را برای رساندن صدا و سیما به یک «الگوی رسانه ‌تراز اسلامی» انجام دهند.
با لطف خدای متعال و تلاش برخی از مدیران و برنامه سازان، صدا و سیما در بخش‌های خبری و برنامه‌های گفت‌وگو محور، رشد فعالیت‌های قابل توجهی داشته است، اما عدم نظارت و توجه کافی به برخی از برنامه‌های صدا و سیما مانند پیام‌های بازرگانی می‌تواند خسارت‌های جبران ناپذیری را در طولانی مدت به جای بگذارد.
طبیعی است که صدا و سیما برای تامین بودجه خود می‌بایست زمان بسیار زیادی از برنامه‌های خود را، به تبلیغ پیام‌های بازرگانی اختصاص دهد، اما آیا بر روی «محتوا»، «ارزش‌ها» و «سبک زندگی» ترویج شده در این پیام‌ها نظارتی صورت می‌گیرد یا خیر؟

با نگاهی گذرا به پیام‌های بازرگانی درمی یابیم که صداوسیما از سالیان دور تا کنون، بدون پیوست فرهنگی مناسبی اقدام به پخش پیام‌های بازرگانی می‌کند، که در ادامه به چند نمونه از آن می‌پردازیم.

ترویج‌اشرافی‌گری
در اکثر پیام‌های بازرگانی خانه‌های بسیار بزرگ با مبلمان بسیار قیمتی نمایش داده می‌شود. در چند پیام بازرگانی که تا کنون شاهد آن بوده‌ایم افراد خانه، بدون مبلمان گران قیمت، در روی زمین نشسته و بر پشتی تکیه داده‌اند و به جای میز ناهار خوری بر روی زمین سفره بیندازند و غذا میل کنند؟! چند درصد از مردم ایران بر روی میز ناهار خوری گران قیمت غذا می‌خورند؟ به راستی نشان دادن طبقه مرفه بالای شهرتهران، در اکثر پیام‌های بازرگانی چه توجیه و چه پیوست فرهنگی دارد؟ آیا خسارت‌های فرهنگی و ترویج فرهنگ‌اشرافی‌گری در جامعه با توجه به وضعیت اقتصادی فعلی کشور در نظر گرفته شده است؟

در تبلیغ یک یخچال و یا یک آبمیوه از صدا و سیما، وقتی کودکی درب یخچال را باز می‌کند در تمام طبقات یخچال، انواع و اقسام میوه‌های گوناگون، کیک، ژله، آبمیوه و غذاهای رنگارنگ وجود دارد. تصور کنید وقتی کودکی این تبلیغ را مشاهده کند و بعد درب یخچال خانه خودشان را باز کند، می‌بیند که در یخچال خانه شان از این تنوع و رنگارنگی خبری نیست. سؤال این است؛ بعد از این اتفاق آیا این بچه احساس خوشبختی می‌کند یا...؟ چند درصد از مردم ایران درون یخچالشان اینچنین رنگارنگ است؟ این یک قانون طبیعی است که هر چه قدر میزان توقع بالا برود میزان رضایت‌مندی از زندگی هم کاهش می‌یابد. مدیران صدا و سیما آیا به آسیب‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی ناشی از سوق دادن مردم به‌اشرافی‌گری فکر کرده‌اند؟

ترویج حرص و طمع با تبلیغات جایزه دار

متاسفانه شاهد هستیم در پیام‌های بازرگانی محصولی تبلیغ می‌شود که عامل تحریک‌کننده برای خرید آن، محصولی گران قیمت به عنوان جایزه آن هم به صورت قرعه‌کشی است. یعنی رسیدن به یک محصول تنها برای رسیدن به جایزه. در این موارد محور رقابت محصولات هم بالا بردن جایزه و نرخ آن معین شده است نه کیفیت کالا. از طرفی دیگر مخاطبان افسوس و حسرت فلان جایزه را می‌خورند و تنها راه رسیدن به آمال و آرزو خود را خرید محصول مورد نظر می‌دانند.

ایجاد ارزش و ضد ارزش

با نگاهی به پیام‌های بازرگانی این مفاهیم انتقال می‌یابد که داشتن خانه بزرگ، مبلمان و لوازم گران قیمت، اتوموبیل لوکس، تعداد فرزند کم و داشتن چهره‌های بور و اروپایی نوعی منزلت و ارزش اجتماعی به بار می‌آورد و در مقابل نداشتن چنین موقعیت‌هایی به عنوان عامل بدبختی ضد ارزش نمایش داده می‌شود.

دخالت در امور پزشکی

در یکی از پیام‌های بازرگانی برای تبلیغ یک روغن سرخ کردنی، طوری القا می‌شود که هر فردی روغن مورد نظر را مصرف نکند و دیگر روغن‌های موجود در بازار را تهیه کند، دچار بیماری‌های قلبی و عروقی، پوکی استخوان، افسردگی و ام اس می‌شود! یا در تبلیغی نشان می‌دهد که اگر فلان کفش را تهیه نمائیم تمامی درد‌های مفاصل و کمر درد بر طرف می‌شود و حتی زندگی شادتری خواهیم داشت! یا اگر فلان آدامس را بخرید، به دلیل ماده کندر، حافظه قوی‌تری خواهید داشت و بعد چند دانشجو و استاد دانشگاه را نشان می‌دهد که بر اثر خوردن فلان آدامس به این مدارج علمی رسیده اند! آیا این مستندات و ادعاهای بعضاً مضحک، توسط اساتید برجسته پزشکی تائید می‌شود؟! چه نظارتی بر روی این پیام‌های بازرگانی از لحاظ علمی وجود دارد؟ 

استفاده ابزاری از کودکان

در بسیاری از کشورها در پیام‌های تجاری استفاده از کودک ممنوع است و در بسیاری دیگر از کشورها محدودیت‌های زمانی و محتوایی در این مورد در نظر گرفته‌اند. کارشناسان معتقدند به علت درک پایین کودک از فریب‌های تبلیغاتی و سوق دادن والدین خود به خرید و تحریک احساسات آنها، استفاده از کودکان در پیام‌های بازرگانی نباید صورت بگیرد. اما متاسفانه در پیام‌های بازرگانی صدا و سیما به تبلیغ کنندگان از کودکان به عنوان یک ابزار برای فروش کالای خود بهره می‌برند. در این باره قوانینی هم در صدا و سیما لحاظ شده است اما در عمل میتوان با مشاهده پیام‌های بازرگانی به میزان اجرای این قوانین پی برد. 

به سخره گرفتن مخاطب
در یک پیام بازرگانی نشان می‌دهد که مادری از رادیو می‌شنود که «اگر به فکر آینده فرزندان خود هستید، همین حالا اقدام کنید» مادر سراسیمه کودک خود را از درب مدرسه به بانک..... می‌برد و برای او حساب پس انداز باز می‌کند. بعد نشان می‌دهد که 15 سال بعد، همان کودک بزرگ شده است و همراه با مادر خود به دانشگاه تهران رفته است.
باید از سازندگان این پیام بازرگانی پرسید که مگر دانش‌آموزان برای آنکه به دانشگاه بروند نباید درس بخوانند؟ بازکردن حساب پس انداز در کودکی، چه ارتباطی با قبول شدن در دانشگاه تهران دارد؟
یا در تبلیغی دیگر می‌گوید «چه سری در رونق مهمانی‌ها هست» بعد تصاویری نشان می‌دهد که افراد فامیل کنار یکدیگر نشسته‌اند و هر بار یک نفر می‌گوید «همین جمع هفته بعد خانه ما» و در آخر گفته می‌شود: «رازش این است که به خاطر استفاده از روغن.... کمتر در آشپزخانه هستیم و بیشتر با اقوام!»
یا در تبلیغی دیگر می‌گوید اگر فلان پوشک را فرزند شما استفاده کند کودک شما خلاق و کاشف خواهد شد!

درست است که سازندگان این پیام‌های بازرگانی از روش‌های اقناع برای فروش محصول خود استفاده می‌کنند، اما سؤال این است که آیا نمی‌توانیم با اندکی دقت و نظارت، مانع از مشکلات تربیتی ناشی از پخش پیام‌های بازرگانی شویم و در مقابل آیا نمی‌توان ارزش و مفاهیم ایرانی اسلامی را در کنار این پیام‌ها بگنجانیم؟!

هم‌آکنون شرکت‌های خصوصی رسانه‌ای و تبلیغی در حال تولید پیام‌های بازرگانی هستند و صدا و سیما برای به دست آوردن درآمد مجبور است با کمترین ممیزی پیام‌های بازرگانی را پخش کند. از وضعیت موجود اینگونه در ذهن متبادر می‌شود که تنها خط قرمز صداوسیما در پخش پیام‌های بازرگانی، نوع پوشش و آرایش خانم‌ها است که هر چند آن هم لازم و ضروری است و البته خود این بخش و استفاده افراطی و هدفمند از زنان در تبلیغات تلویزیونی در جای خود قابل نقد و بررسی است، اما آیا تیم‌های رواشناس، جامعه‌شناس، رسانه شناس و کارشناسان علوم تربیتی و رسانه‌ای با رویکرد دینی در تیم نظارتی و ارزیابی صدا و سیما وجود دارد؟! اگر وجود دارد پس چرا با این وجود شاهد پخش این چنین پیام‌هایی هستیم؟!

اینکه کدام نهاد، کدام سازمان و کدام بخش از صدا و سیما بایستی به این موضوع بپردازد و مجلس شورای اسلامی، قوه قضائیه، نخبگان حوزوی و دانشگاهی و مطالبه مردمی چه نقشی در این باره می‌توانند داشته باشند را به گزارش بعدی موکول می‌نمائیم. 


حسن عبدالصمد

همین مطلب در روزنامه کیهان


اینترنت ملی، شاید وقتی دیگر


محمد حسن عبدالصمد

آمد، بی‌آنکه خبر دهد، خیلی‌ها آن را مانند ورود ویدئو به ایران قلمداد کردند؛ مردم چیزی از آن نمی‌دانستند، همین که می‌توانستند عکس و فیلم با آن ارسال کنند احساس به روز بودن می‌کردند؛ آرام آرام‌اشخاص و خبرگزاری‌ها هم به آن پیوستند تا مبادا عقب بمانند.
 افرادی از همان ابتدای ورودش، هشدار دادند که این پیام رسان غیر بومی، خطرات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی امنیتی خواهد داشت، اما مسئولین به دلایل سیاسی و اقتصادی چشمشان را بر روی تمام خطرات بستند و با شعار «عصر ارتباطات»، مهر تائیدی زدند بر یکه تازی «تلگرام» در فضای مجازی ایران.
«تلگرام» همان پیام رسانی که هم اکنون 40 میلیون کاربر در ایران دارد. همان پیام رسانی که در آن هزاران کانال و گروه ضد خدا، ضد اسلام و ضد انقلاب هم فعالیت می‌کنند. شاید اگر حمایت مسئولان از این پیام رسان نبود، اکنون همین 40 میلیون کاربر، در پیام رسان‌های بومی مانند سروش و سلام و... عضو بودند.
وقتی به توصیه‌های 10 بندی رهبری خطاب به اعضای شورای عالی فضای مجازی عمل نشود، باید هم برای بستن یک کانال ضد انقلاب به یک اجنبی التماس کنیم تا شاید آن کانال را مسدود کند و بعد خوشحال باشیم که دیدید حرفمان را گوش دادند! و بعد دوباره همان کانال با نام دیگر ایجاد شود و شروع کند به جذب مخاطب!
رهبری در بند 6 حکم انتصاب اعضای شورای عالی فضای مجازی که در سال 94 ابلاغ شد نوشتند: «اهتمام ویژه به سالم‌سازی و حفظ امنیت همه‌جانبه فضای مجازی کشور و نیز حفظ حریم خصوصی آحاد جامعه و مقابله مؤثر با نفوذ و دست‌اندازی بیگانگان در این عرصه در دستور کار قرار بگیرد.»
اما دو سال از آن دستور می‌گذرد و حتی یک کودک دبستانی هم می‌داند که پیام رسان تلگرام که یک پیام رسان خارجی است، هیچ ضمانتی برای حفظ حریم خصوصی آحاد جامعه ندارد و به راحتی هزاران کانال و گروه ضد انقلاب در آن فعالیت می‌کنند.
به راستی اگر همین امروز کانالی در تلگرام عکس‌های شخصی و خانوادگی فلان وزیر را منتشر کند، آیا می‌توانیم این کانال را مسدود نمائیم! یا باز هم باید به پاول دوروف نامه بزنیم که جان مادرت این کانال را حذف کن و آن هم طاقچه بالا بگذارد و بگوید جز مصادیق مجرمانه نمی‌باشد! 
چرا به مردم صادقانه گفته نمی‌شودکه وقتی ادمین کانالی در خارج از کشور باشد، ایران با وضعیت فعلی، هیچ قدرتی برای بستن یک کانال هم ندارد. چرا باید کلید فضای مجازی جمهوری اسلامی ایران در خارج از مرز‌ها و در دست یک اجنبی باشد؟!
اینکه وزیر ارتباطات، رئیس‌جمهور و اعضای حقیقی و حقوقی شورای عالی فضای مجازی و حتی رسانه‌ها نسبت به این اهمال کاری، سکوت کرده‌اند بسی جای تامل است.
اما عجیب است که وزیر ارتباطات به رغم محرز شدن اقدامات غیر اخلاقی، امنیتی و حقوقی کانال«آمد نیوز» در گذشته، تنها زمانی احساس خطر می‌کند و به پاول دوروف ایمیل می‌زند که آن کانال آموزش بمب دستی بدهد! گویا فحاشی به ارکان نظام، ریختن آبروی افراد با مدارک جعلی، تحریک افراد جامعه به کار شکنی، هیچ‌کدام خطری برای مسئولین و نظام محسوب نمی‌شود! 
عده‌ای دیگر علت حمایت از تلگرام را ایجاد هزاران شغل عنوان می‌کنند. با نگاهی گذرا به کسب و کاری که در تلگرام ایجاد شده است می‌توان پی برد که بسیاری از این کسب کار مربوط به کانال‌های پر بازدیدی هست که عموما از راه تبلیغات کسب درآمد می‌کنند، آن هم تبلیغ کانالی دیگر، یعنی در واقع در مواقع زیادی نه جنسی فروخته می‌شود و نه جنسی گرفته می‌شود نه خدماتی ارائه می‌شود. از سوی دیگر بسیاری از کانال‌های موجود که مربوط به فروش اجناس است، عمدتا محل عرضه کالا‌های غیر ایرانی و قاچاق است که افرادی بدون دادن هیچ مالیاتی به فروش اجناس خود در آن می‌پردازند که این اقدام نیز مانع از فروش اجناس خاک خورده ایرانی می‌شود. بگذریم از اینکه تلگرام تبدیل شده است به فضای امن تبادل بسیاری از مواد مخدر و ترویج فساد و فحشا که جوانان این کشور را هدف قرار داده است حتی اگر فعالیت سالم اقتصادی در بستر تلگرام انجام می‌شده است به علت اهمیت موضوع امنیت و مصلحت کشور باید این ظرفیت در داخل و توسط پیام‌رسان‌های داخلی فراهم شود.
اما دلواپسان تلگرام طوری القا می‌کنند که گویی قرار است کسب وکار اینترنتی به طور کلی نابود شود، در حالی که هم اکنون بزرگترین گردش مالی در سایت‌های اینترنتی نه در بستر تلگرام، بلکه در بستر تارنماهای اینترنتی صورت می‌گیرد و افراد می‌توانند از بستر پیام رسان‌های داخلی و بومی تبلیغات خود در شبکه‌های اجتماعی را ادامه دهند.
حال باید دید که با این همه کار شکنی در بستر فضای مجازی و به خصوص «تلگرام»، آیا می‌توان از مسئولین مربوطه انتظار داشت که با صداقت با مردم سخن بگویند و شبکه ملی اطلاعات که کمترین فایده‌اش، اینترنت ارزان، پرسرعت و امن خواهد بود را راه‌اندازی کنند؟!
نکته مهم دیگر اینکه با اقبال زیاد مردم به پیام‌رسان‌های داخلی طی روزهای اخیر نباید این فرصت طلایی از دست برود و دولت باید ضمن حمایت از گسترش، تجهیز و تقویت این پیام‌رسان‌های داخلی برای همیشه برای رعایت مصالح امنیتی و فرهنگی کشور از گسترده شدن بی‌ضابطه و خطرناک پیام‌رسان‌های آتش بیار خارجی جلوگیری کند.

همین مطلب در روزنامه کیهان
pdf

علت تلاش برخی برای خشن نشان دادن چهره اقشار مذهبی چیست؟

ضرورت لبخند و تفریح سالم در کلام رهبری


 
 وقتی غرب متوجه شد که موج اسلام گرایی حتی به اروپا و آمریکا رسیده دست به کار شد و نوزادی را تربیت کرد تا چهره‌ای دروغین از اسلام را به نمایش بگذارد. اسم این نوزاد «داعش» بود. داعشی که ماموریت داشت مسلمانان را افرادی جنگ‌طلب و خشن جلوه دهد. علاوه‌بر ماموریت داعش، دستگاه‌های تبلیغاتی هم سال هاست تمام قدرت خود را برای تخریب اسلام ناب محمدی به کار گرفته و متاسفانه عده‌ای هم در داخل کشور به منظور سوق دادن کشور به سمت غرب گرایی، خشن نشان دادن چهره امت حزب‌الله را در دستور کار خود قرار داده‌اند. به لطف رشادت و مقاومت رزمندگان اسلام، پرونده داعش در سوریه و عراق بسته شد. اما تفکر مسموم داعش و حامیانش همچنان ادامه دارد. شاید یکی از برگ‌های برنده رشد تفکر داعش، عدم تبلیغات مناسب برای ترویج اسلام ناب محمدی باشد. اسلامی که « اَشِدّآءُ عَلَى الکُفّارِ رُحَمآءُ بَینَهُم» است. اسلامی که بیش از هر آیینی انسان را به زندگی شاد و سالم سوق می‌دهد.
چه خوب است در ماه پر برکت ربیع، نگاهی بیاندازیم به بیانات کمتر شنیده شده رهبر انقلاب، که چه زیبا، لبخند و تفریح سالم را جزئی از ضرورت زندگی هر مسلمانی می‌دانند
چهره‌ها باید شاد باشد
«یکی از مقوله‌های بسیار مهم و یقیناً یکی از ضرورت‌های جامعه، لبخند است. لبخند یکی از نیازهای زندگی انسان است. زندگىِ بی‌شادی و بی‌لبخند، زندگی دوزخی است. زندگی بهشتی، زندگی با لبخند است. حضرت علی(ع) فرمود: «المؤمن بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه»؛ اگر غصه‌ای دارید، باید در دلتان نگه دارید؛ مؤمن این‌طوری است. لبخند و شادی مؤمن در چهره‌ اوست. اصلاً چهره‌ها باید شاد باشد. اگر با چهره‌ خودتان می‌توانید به جامعه شادی بدهید، باید این کار را بکنید. شادی لازم است و باید آن را برای مردم تأمین کرد.» 
(بیانات رهبری در دیدار با مسئولین صدا و سیما 11/09/83)
جهنم شدن زندگی درصورت نبودن تفریح سالم
«راجع به موضوع تفریحات، چیزی که می‌توانم بگویم این است که موضوعی بسیار مهم و اساسی است. اگر چه در جامعه، خیلی‌ها هستند که ممکن است آن را جدی نگیرند و فکر کنند که یک زندگی جامد و خشک و بی‌انعطاف و بی‌لبخند، می‌تواند زندگی موفقی باشد. اما چنین نیست. اگر در زندگی تفریح سالم نباشد؛ اگر آن لبخند طبیعی که ناشی از نشاط است بر لب انسان ننشیند، زندگی برخود انسان و بر معاشران او، جهنم خواهد شد. مادیات، مقدمه‌ زندگی خوبند؛ و تفریح، عنصر اساسی زندگی خوب است. فرض کنیم کسی در آمدهای مالی بسیار کلانی داشته باشد، اما در زندگی دل خوشی نداشته باشد. این، زندگی نیست که دارد! تفریح، از باب تفعیل است؛ یعنی فرح آوردن؛ یعنی ایجاد فرح. اگر فرح و شادمانی در انسانی نباشد، ولو خیلی هم در آمد داشته باشد؛ مقام بسیار عالی داشته باشد یا نفوذ اجتماعی داشته باشد، این اصلاً برای او زندگی نیست و حتی نمی‌شود با او زندگی کرد.» 
(بیانات در دیدار گروه «ورزش و سرگرمى» صدا
۰۱/10/71)
لبخند بهتر از دارو
«گاهى یک لبخند شما (پرستاران)، از دارو و درمانى که براى این بیمار به کار می‌رود، ارزشش بیشتر است، اثرش بیشتر است. بیمار دچار آشفتگى است، دچار ناراحتى است - بخصوص بیماران سخت - کمک به او، فقط کمک به جسم او نیست؛ جسم او را با دارو و درمان و تزریق و تدابیر پزشکى بایستى علاج کرد؛ اما روح او با محبت، با لطف، با نوازش، با مهربانى درمان می‌شود. گاهى این درمان روحى، حتّى جاى درمان جسمى را هم می‌گیرد؛ این، هم علمى است، هم به تجربه ثابت شده است که شادى روح انسان، شادى عصبى و احساسى انسان، بر روى جسم او تأثیر مثبت می‌گذارد.» 
(بیانات در دیدار گروه کثیری از پرستاران نمونه کشور01/02/89)
غلط بودن تصوّر چهره‌ اخمو و بداخلاق از اسلام
«تفریح، یک کار اسلامی است. من قبول ندارم کسی چهره‌ اسلام را یک چهره‌ خشمگین و اخمو و بد اخلاق تصور کند. به‌هیچ‌ وجه، اسلام این نیست. چهره‌ اسلام، چهره‌ یک انسان جدی است؛ یک انسان متین. یک چهره‌ جدی و متین را شما تصور کنید! این، چهره‌ اسلام است. یک چهره‌ جدی، در هر جای زندگی، آن کار بایسته را انجام می‌دهد. یک جا باید شادمانی کرد؛ یک جا باید تلخی نشان داد؛ یک جا انسان با دشمن روبه‌روست؛ یک جا با غریبه روبه‌روست؛ یک جا با خودی روبه روست و یک جا با یک مشتاق و دوست رو به روست. اینها با هم فرق می‌کند. یک انسان متین، چهره‌اش همه جا یکسان نیست. آن‌جا که با یک دشمن روبه‌روست، طبیعی است که چهره‌ دیگری خواهد داشت. آن‌جا که با یک انسان غریبه رو به روست - که دشمن هم نیست، اما غریبه است - یک‌طور روبه‌رو می‌شود، و با یک دوست و محبوب و عزیز و نزدیک و دلسوز، یک طور دیگر روبه رو می‌شود. اسلام این‌گونه است و هر جایی یک برخورد دارد.» 
(بیانات در دیدار گروه «ورزش و سرگرمى» صدا
۰۱/۱۰/۱۳۷۱)
شاد بودن محیط زندگی در زمان پیغمبر(ص)
«محیط زندگی پیغمبر، محیط شادی هم بود؛ با افراد شوخی می‌کرد، مسابقه می‌گذاشت و خودش هم در آن شرکت می‌کرد. آن مردمی که ده سال با او زندگی کردند، روزبه‌روز محبت پیغمبر و اعتقاد به او در دل‌هایشان عمیق‌تر شد. وقتی در فتح مکه، ابوسفیان مخفیانه و با حمایت عبّاس - عموی پیغمبر - به اردوگاه آن حضرت آمد تا امان بگیرد، صبح دید که پیغمبر وضو می‌گیرد و مردم اطراف آن حضرت جمع شده‌اند تا قطرات آبی را که از صورت و دست ایشان می‌چکد، از یکدیگر بربایند! گفت: من کسری و قیصر - این پادشاهان بزرگ و مقتدر دنیا - را دیده‌ام؛ اما چنین عزّتی را در آنها ندیده‌ام.» 
(بیانات در خطبه‌های نماز جمعه‌ تهران
‌۲۸/۰۲/۱۳۸۰)
سعی دشمن در وارد کردن تفریح‌های منحرف در کشور
«درس خواندن، پاکدامنی و پرهیزِ از سرگرمی‌های عاطل و باطل، جزو وظایف جوان‌هاست. البته من با سرگرمی و تفریح و شادی جوان‌ها خیلی موافقم؛ اما بعضی از سرگرمی‌ها و تفریح‌های منحرف را دشمن به قصد غافل کردن ما و جوانان عمداً وارد جامعه‌ ما می‌کند. این، مخصوص جامعه‌ ما نیست؛ در خیلی جاهای دیگر هم این کار را می‌کنند. در یکی دو سال گذشته خبرهای متعددی داشتیم که در کشورهای مختلف آسیایی - مثل مالزی و چین و... - و حتّی کشورهای اروپایی، سی‌دی‌هایی که به صورت قاچاق وارد کشورشان شده بود و آنها برای جوان‌ها گمراه‌کننده و مضر تشخیص داده بودند، جمع‌آوری و منهدم کردند. در واقع با این سی‌دی‌ها مثل مواد مخدر - که دوروبر اینها گشتن، برای جوان‌ها گناه است - برخورد کردند. کسانی هم که این محصولات را قاچاق می‌کنند، غالباً صهیونیست‌های خبیث هستند؛ اینها عامل گمراهی و فساد جوان‌ها در خیلی از کشورها، بخصوص در کشورهای اسلامی، و به‌طور ویژه در ایران هستند. چرا؟ چون از آینده ایران می‌ترسند.» 
(بیانات‌ در دیدار جمعی از اعضای انجمن‌‌های اسلامی دانش‌آموزان‌ 24/12/83)
ساخت برنامه تفریحی برای مردم عبادت است
«در چهره‌ اسلام، تفریح و ادخال سرور - دیگران را مسرور کردن، خشنود کردن، خوشحال کردن، شاد کردن و امیدوار کردن - جای بسیار حساسی دارد. بنابراین، شما همین‌طور که یک کار تفریحی را انجام می‌دهید، یک نمایش اجرا می‌کنید، یک ماجرای طنزآمیز را بیان می‌کنید، یک شعر اجرا می‌کنید و می‌خوانید یا یک مسابقه اجرا می‌کنید، در همان حال احساس کنید که یک عبادت انجام می‌دهید. حقیقتاً همین است. این یک واقعیت است. احساس کنید که بخشی از آن مجموعه‌ای را که زندگی اسلامی برای انسان‌ها در نظر گرفته، متعهد می‌شوید و انجام می‌دهید.» 
(بیانات در دیدار گروه «ورزش و سرگرمى» صدا
۰۱/۱۰/۱۳۷۱)
چند شاخصه از الزامات برنامه‌های تفریحی در کلام رهبر انقلاب
1.برنامه‌های تلویزیون باید شاد باشد
««نباید نمایشنامه‌هایی پخش کنید که فضای زندگی را تلخ می‌کند. ایجاد نگرانی، اضطراب و دلهره، لزومی ندارد... ما متأسفانه در صدا و سیما - بخصوص بیشتر سیما - از این چیزها زیاد داریم. تلویزیون را باز می‌کنیم، می‌بینیم دعوای خانوادگی است و دو نفر دعوا می‌کنند. شما در خانه‌تان هم که نشسته باشید، اگر از خانه‌ همسایه‌تان صدای دعوا بیاید، ناراحت نمی‌شوید؟ مگر آدم دعوا را خودش باید راه بیندازد یا جلوی چشم خود انسان باشد تا ناراحت شود؟ فیلم، طبیعتش این است که انسان را در فضای حادثه ببرد؛ والّا فیلم نیست. وقتی انسان می‌رود در آن فضا، می‌بیند این فضا، فضای دعواست؛ فضای جنگ و جدل است و زن و شوهر با هم دعوا می‌کنند. این را چرا منتقل می‌کنید؟... از هر چیزی که مأیوس‌کننده است، باید به کلی پرهیز شود. برنامه‌ها باید شاد باشد. شادی را، فرح را و سرور را، اصل قرار دهید. هر پیامی هم که می‌خواهید بدهید، در لابه‌لای این شادی بیاید. چرا پیام‌ها در لابه لای موضوعی ناامید‌کننده باشد؟»
(بیانات در دیدار گروه «ورزش و سرگرمى» صدا 01/10/1371)
 2.هدف خنداندن نیست، خنده باید آسایش و آرامش را همراه داشته باشد
«این نکته‌ بسیار مهمی است که اصلاً از تفریح مقصودمان چیست؟ شما انسان‌های برگزیده‌ای هستید. آن‌جا ننشسته‌اید که فقط مردم را بخندانید. فقط خنده که نیست. مقصود این است که این خنده، آسایش به روح بدهد و آرامشی ببخشد. همان‌طور که گفتیم، جامعه مثل کارخانه‌ عظیمی که از فولاد درست شده و یک میلیون قطعه فولاد را حرکت می‌دهد؛ سایش دارد، استهلاک دارد، لذا گاهی مقداری روغن لطیف و خوشرنگ، تمام سایش‌ها را از بین می‌برد و کار، تندتر، روان‌تر و بهتر انجام می‌گیرد. تفریح، چنین نقشی دارد و باید به حرکت کلی جامعه کمک کند. شما باید با برنامه‌های تفریحی‌تان، امید ببخشید. اگر مجموعه‌ کار شما، از اول تا آخر ناامید‌کننده باشد، از ارزش ساقط خواهد شد؛ یعنی همه‌ آنچه که انجام شده، هیچ می‌شود. مثل این‌که شما با بهترین ابزارهای نقاشی، یک تابلو بد بکشید. ما باید کاری کنیم که در دل مردم، نور امید بدرخشد. انتقاد و طنز، همه‌اش خوب است؛ تا این حد اثر دارد و شما می‌توانید کار را به این شکل هدایت کنید. باید امید ایجاد شود و نور امید در دل‌ها بدرخشد...»
 (بیانات در دیدار گروه «ورزش و سرگرمى» صدا 01/10/71)
3.پرهیز از ابتذال برای شادی دادن به مردم
«شادی لازم است و باید آن را برای مردم تأمین کرد؛ منتها این کار برنامه‌ریزی می‌خواهد... مراقب باشید شادی در مردم با لودگی و ابتذال و بی‌بند و باری همراه نشود؛ از این طریق به مردم شادی داده نشود. همه‌جور می‌شود به مردم شادی داد؛ از نوع صحیح آن شادی داده شود. گاهی اوقات یک لطیفه یا یک تعبیرِ به‌جا مخاطب را شاد و خوشحال می‌کند؛ گاهی هم ممکن است یک آدم لوده با ده جور ادا درآوردن، نتواند آن‌طور شادی را ایجاد کند. شادی کردن و شادی دادن به مردم، به‌معنای لودگی نیست... طنز فاخر و برجسته، یکی از هنرهاست. طنز، هنر خیلی بزرگی است... طنازهای واقعی را تقویت کنید، پرورش دهید و کمک کنید تا طنز بیاورند. طنز، یعنی مطلب مهمِ جدی که با زبان شوخی بیان می‌شود؛ محتوا و معنایی در آن هست، منتها به زبان شوخی.» 
(بیانات در دیدار مسئولان سازمان صدا و سیما‌‌ 11/09/83)
با نگاهی گذرا به بیانات رهبری درمی‌یابیم، که برای ایجاد «تمدن نوین اسلامی»، می‌بایست به تمامی توصیه‌های امامان و پیشوایان معصوم«ع» عمل نمائیم، که یکی از فرامین مهم آن ضرورت زندگی سالم و شاد است.

گردآورنده: حسن عبدالصمد 


همین مطلب در  روزنامه 
کیهان



 


هشدار به گروه های فامیلی

این روزها گروه های فامیلی هم زیاد شده است. عمو،خاله ، دایی و زندایی و حتی خواهرها و بردار ها همگی یک گروه زده اند به نام گروه فامیلی و در آن هر مطلبی که خوششان بیاید برای دیگری به اشتراک می گذارند و هر از چند گاهی هم از حال یکدیگر میپرسند.
در نگاه اول با خود میگوییم که خدا پدر و مادر این تکلونوژی را بیامرزد که باعث شد حداقل از راه دور از احوال برادر و یا خواهر خودم با خبر شوم و حتی فیلم و عکسش هم بتوانم به صورت آنلاین ببینم و الا ما شاید روزها و حتی ماه ها از هم بی خبر بودیم.

 اما با نگاهی عمیق و دقیق تر به یک واقعیت تلخ پی میبریم.این دیدار ها و حال احوال های مجازی ما را راضی میکند.یعنی وقتی من در تلگرام به برادر و یا خواهر خودم حال احوال میکنم با خودم میگویم خوب من چه برادر با معرفتی هستم و ما چقدر رابطه یمان  با هم خوب شده است.و دیگر نیازضروری به دیدار حضوری نمیبینم.

خودتان قضاوت کنید در این همه گروه های دوستان و اشنایان چقدر به عالم مجاز عادت کرده ایم و حتی ان را به نوعی صله رحم حساب می آوریم.

کلاهمان را قاضی کنیم.آیا دیدن چهره خواهربا چشمان واقعی، فشردن دست برادر، در آغوش گرفتن عمو، حال و احوال و شوخی های دایی و خاله در عالم واقع مزه اش با عالم مجاز چقدر تفاوت دارد.ایا استیکر های بوسه،قربانت بروم، میتواند جای بوسیدن و بوییدن کودکان فامیل را بگیرد؟

میترسم اگر بدون اندیشه همین راه را ادامه دهیم پس فردا، ازدواج هایمان هم مجازی باشد،تفریح و گردش هامان هم مجازی باشد. درس خواندن هایمان هم مجازی شود، حتی اقواممان هم به صورت آنلاین و مجازی در تشییع جنازیمان شرکت کنند و استیکر خدا رحمت کند را حواله گوشی موبایلمان کنند. گویی دارند به اسم عصر ارتباطات دارند ارتباطات انسانی را ذبح میکنند و ما هم مشتاقانه خودمان را زیر تیغ به ظاهر شیرین تکلونوژی برده ایم. و حتی از این ذبح شدن هم سلفی میگیریم... 

گروه های فایمیلی و چت با دوستان و آشنایان بد نیست بلکه در مواردی خوب است، اما حواسممان باشد راضیمان نکند


شنیدی میگن(قسمت اول)  


چقدر خارجیا تمیزن..!



گفت: این چه وضعیه ایرانی ها انقدر بی فرهنگ هستن اشغالشون رو میندازن تو خیابون ولی خارجیا تمیزن حتی تو خیابونشون سطل مخصوص اب دهان دارن؟

گفتم: اولا منظورت از خارجیا رو مشخص کن..ثانیا اگه یه سفری به  فرانسه آلمان و انگلیس رفته باشی متوجه میشی خیابون های کجا تمیزه.

 

این عکس تو انگلیسه . کنار خیابون قضای حاجت میکنن. انقدر بی فرهنگن که تابوی ادار ممنوع هم تو خیابون ها زدن!




پلیس هشدار داده است اگر کسی در این خیابان ادرار کند، 500 پوند جریمه می‌شود

 


بعدشم تقریبا تو خیلی از کشورهای اروپایی و آمریکایی سگ و گربه تو خونه هاشون نگهداری میکنن که به گفته پزشک ها سراسر میکروب و مریضی داره. دستشویی سگ و وگربه تو خونه  لیس زدنشون به وسایل خونه تمدنه اون وقت آ ب دهان تو ایران بی تمدنیه.



Image result for ‫نگهداری سگ در خانه‬‎

    

 

نکته اخر خدائیش به غیر از چهار تا لات و لوت و چند تا پیرمرد تا حالا چقدر دیدی تو خیابون ها مردم تف کنن...


چرا کودک ایرانی قهرمان ندارد؟!

 

 

به بازار می‌روی تا برای کودکتان کیف مدرسه بخرید، بر روی اکثر کیف ها عکس های باب اسفنجی مرد عنکبوتی، باربی،بتن من است.

در نیمکت  پارک نشسته‌اید، کودکانی را می‌بینید که با افتخار خود را بت من و مرد عنکبوتی معرفی می‌کنند و به این طرف آن طرف می‌دوند، کمی آن‌طرف تر نوجوانانی را مشاهده می‌کنید که از آخرین ورژن بازی کلش آف کلند و پوکمون و طی کردن مراحل آن سخن می‌گویند.

در جشن تولد دخترت می‌بینید که خیلی ها عروسک باربی را برای هدیه آورده اند و فرزندت ناخودآگاه آنها را در کمد اتاقش می‌گذارد و شبانه روز با این عروسک حرف می‌زند.

حرف ها و رفتار کودک ها  تغییر می‌کند و ما با خود می‌گوییم ما که برای او چیزی کم نگذاشتیم، چرا فرزندم اینگونه شد.

از آن طرف معدود عروسک های ایرانی و اندک لوازم التحریر ایرانی اسلامی، آنقدر خاک می‌خورد تا زیر بی تدبیری خیلی ها پوسیده، فرسوده و نابود شود.

38 سال از انقلاب گذشت، جدای از رویش های فرهنگی و دستاوردهای علمی،متأسفانه هنوز هیچ ارگان، سازمان و یا وزارت خانه ای یا نخواسته و یا نتوانسته برای قشر کودک و نوجوان قدمی شایسته و موثر بردارد.

اندک اقدامات صورت گرفته هم عمدتاً توسط اشخاص دغدغه مند اجرا و تولید شده است، اشخاصی که عمدتاً بعد از سال ها تلاش، با بی مهری مسئولین روبرو می‌شوند.

براستی چه باید کرد؟ مگر رهبر معظم انقلاب در سال 92 در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی نفرمودند که از قضیه اسباب بازی های حرص می‌خورند!

چقدر مسئولین کم کاری کرده اند که رهبر انقلاب که عمدتاً باید مسائل راهبری و خط استراتیزیک را مشخص و روشن کند در جمع نخبگان و مسئولین فرهنگی مجبور بشود که بگوید، بروید بازی های سنتی را ترویج کنید حتی رهبری اسم می آورند که بروید لی لی و الک دولک و گرگم به هوا را ترویج کنید!

وای بر ما، وای بر مسئولینی که حتی بعد از گذشت سه سال از بیانات رهبری کوچک‌ترین گامی در این زمینه برنداشتند.

رهبری آسیب ها را یک به یک می گوید تا هیچ بهانه ای برای گریز از مسئولیت و شبهه نباشد. ایشان حتی فرمودند که نوه های خود اسم بازیکنان فوتبالیست دنیا را می‌دانند، اما اسم فلان دانشمند معاصر خود را هم نشنیده اند. رهبری بر ضرورت پیوست فرهنگی در تولیدات اسباب بازی سختن گفتند و تاکید کردند که بچه های ما چون فیلم و کارتون بازی مرد عنکبوتی ، بت من و.. را دیده اند، خوب وقتی عروسک آن را ببینند مشتاق خرید آن می‌شوند، اما وقتی شما عروسکی را می‌سازید که کودک هیچ شناختی از او ندارد ، طبیعی است که آن عروسک به فروش نرسد.

دولت مهمترین مسئول اجرایی کشور، این همه وزارت خانه، صدا و سیما، بسیج و سپاه، سازمان تبلیغات، حوزه های علمیه،رسانه ها،براستی کدام یک در این حوزه کاری انجام داده اند؟

ما حتی یک فیلم و یا یک سریال و یا حتی یک کارتونی را تولید نکرده ه ایم که در آن یک قهرمان را در یک دهه  برای کودکان معرفی کنیم.

کودکان معصوم ما در سایه بی تدبیری مسئولین  اکنون با شبیخون فرهنگی دشمن مواجه هستند و همه بی تفاوت نشسته اند تا تیر های این حمله ناجوانمردانه، بدون هیچ سپری بر قلب و فکر کودکان فرو رود.

همه می‌دانیم که با وجود قهرمانان ملی و مذهبی فراوانی که داریم، اما تا کنون نتوانستیم به کودک و نوجوان این قهرمانان را معرفی نمائیم. اما همین کودکان ما به خوبی قهرمانان پوشالی دنیای خیالی غرب را می‌شناسند و حرکات و رفتار گفتار آنان را تکرار می‌کنند.

بعد از نا امید شدن از مسئولان دولتی، برای مقابله با این اقدام فارغ از شعار، راهکار عملی برای دلسوزان این عرصه پیشنهاد می‌شود. مراحل زیر حاصل تجربه و یک کار مطالعاتی است که در اختیار افکار عمومی قرار می‌گیرد، به امید آنکه فرد یا گروهی احساس دغدغه کند و این علم زمین مانده را بلند نماید:

گام اول: در ابتدا باید آسیب ها، خلا ءها و نکات محوری آموزشی در قشر کودکان با مشورت از کارشناسان مرتبط با هر حوزه به صورت جداگانه بررسی و شناسایی شود.

گام دوم: قصه و داستانی جذاب با توجه به نکات مطرح شده تربیتی، با محوریت یک یا چند قهرمان نگاشته شود.

گام سوم: این قصه تبدیل توسط یک فیلمنامه نویس قهار تبدیل به یک فیلمنامه داستانی در چند سری شود.

گام چهارم: کارتر اصلی یعنی همان قهرمان سریال داستانی توسط یک تیم هنرمند طراحی شود.رنگ لباس. نوع لباس. فرم صورت و اجرای ان. نوع گویش و ادبیات ان و..

گام پنجم: این فیلمنامه در اختیار کارگردانی با تجربه و دغدغه مند قرار گیرد

گام ششم: بعد از تولید این سریال. این فیلم در بهترین ساعت از صدا و سیما پخش شود.

گام هفتم: همزمان با پخش این سریال، عروسک این قهرمان.صفحات شبکههای مجازی، درج عکس بر روی لوازم التحریر و البسه و اسباب بازی، تولید و به صورت وسیع توزیع شود.

گام هشتم: بازی های کامپیوتری انلاین و اف لاین و همچنین نسخه اندرویدی این کارکتر طراحی و ساخته شود.

گام نهم: در مناسبت های مختلف مثل اعیاد از این کارکتر در برنامه های مختلف کودک دعوت و نام برده شود.

گام دهم: این سریال ها سری های 2،3،4 و 5 را داشته باشد

در این صورت می‌توانیم تقریبا نزدیک به یک دهه، قهرمانی را برای کودکان الگو نمائیم تا نکات اموزشی و تربیتی را در قالب این سریال به کودکان و والدین اموزش دهیم.

فرض کنیم در این فیلم شخصیت اصلی آن یعنی ان کودک از بازی های جنبشی خوشش می‌آید، از موبایل و تب لت به خاطر اسیب هایش استقبال نمی‌کند، حرمت پدر و مادرش را به خوبی نگه می دارد، از کمک کردن و مسئولیت گرفتن لذت می‌برد، قدرت تحلیل و فکر کردن صحیح را می‌داند، زود قضاوت نمی‌کند، به مال حلال و حق الناس خیلی اهمیت می‌دهد، نظم و مقررات را رعایت می کند، به معنویت قران و نماز و مسجد اهتمام می‌ورزد، روحیه از خود گذشتگی و ایثار دارد، شاد و پر انرژی است، ویژگی های دوست ناباب را می‌شناسد، از اسراف و دروغ و غیبت دوری می‌کند، سواد رسانه ای را می‌داند، نکات بهداشتی و تغذیه صحیح را فرا گرفته است. مدیریت زمان را به خوبی اجرا می‌کند و...

در واقع  می‌توان  به صورت کلی نکاتی مانند: مسئولیت پذیری، عدم اعتماد به دشمن و تقویت روحیه استکبار ستیزی، احترام و ادب، توجه به دیانت، دوری از اسراف و تجمل، دوری از دروغ و ریا کاری، عرق دینی و ملی، روحیه ایثار و از خود گذشتگی،  نکات بهداشتی و پژشکی، روش فکر و تحلیل درست مسائل، روحیه انتظار و مقاومت و دیگر موضوعات را در این کارکتر آموزش و نهادینه کرد.

اگر این اقدامات به صورت کاملا کارشناسی شده و کاملا هنری و جذاب به به صورت مداوم تولید شود، می‌توانیم الگویی خوب را برای قشر کودکان و نوجوانان در یک  دهه داشته باشیم. مطمئناً نسلی که در این دهه مخاطب این سریال هستند بعد از خو گرفتن با قهرمان این داستان بسیاری از نکات مفید تربیتی و اخلاقی را که در جوانی و بزرگسالی در سرنوشت کشور موثر است را فرا می‌گیرند.

به امید انکه فردی آستین همت را بالا بزند و این اقدام موثر که می‌تواند زمینه ساز تربیت سربازان حضرت حجت  باشد را اجرا کند.


نامه خواندنی خداحافظی یک شهروند با تلگرام!


98

بسمه تعالی

خدا حافظ تلگرام…

بعد از یک ماه فعالیت موقت در تلگرام بعد از یکسری تحقیقات و مشاهدات تجربی خود و اطرافیانم به این نتیجه رسیدم که برای همیشه با این نرم افزار خداحافظی کنم.

علت های بسیاری برای جدایی از تلگرام دارم که چند نمونه از آن را خدمت شما می‌گویم:

(لازم به ذکر است دلائل زیر با این فرض نوشته شده است که در تلگرام فعالیت مفید و با قصد روشنگری کار میکنیم و اینکه تا کنون هیچگونه عکس و یا متن غیر اخلاقی را در این شبکه ندیده ایم )

  • خواندن هزاران مطالب غیر مفید ( با اینکه خودم با اختیار خودم در یکسری از کانال ها عضو می‌شدم اما می دیدم همان کانالی که مورد علاقه من هم هست. هزاران مطلب غیر مفید و ناکاراآمد می‌گذارد و من برای اینکه یک مطلب مفید بخوانم باید چشمم و زمانم را خرج هزاران پیغام بیهوده میکردم.

 

  • انباشت بیهوده اطلاعات ( یکی از ویژگی های تلگرام همین انبوه اطلاعات است، روانشناسان معتقدند که وقتی اطلاعات ورودی انسان فراوان شود، قدرت به حافظه سپردن اطلاعات بسیار کم می‌شود، در واقع همانند یک دریای وسیعی از اطلاعات می شویم، اما عمق این این دریا یک سانتمیتر است. اکثر افرادی که با تلگرام و برخی دیگر از شبکه های موبایلی در ارتباطند، احساس می‌کنند که دانا هستند چرا که حجم انبوده اطلاعات با موضوعات مختلف به گوششان خورده، بدون انکه قدرت تحلیل و حتی صحبت کردن درباره ان موضوع را داشته باشند. یکی دیگر از مصداق های این مورد را میتوانید در جک و لطیفه های تلگرام ببینید شاید روزی ده ها جک در کانال ها دیده باشید اما همین الان اگر بخواهید ده تا جک از همین تلگرام برای کسی بگوئید چیزی یادتان نمی‌اید. این یک قانون علمی است که حجم زیاد پیام باعث به خاطر نسپردن ان میشود.)
  • نا امن بودن (با اندک تحقیقی هم میشود متوجه شد که که کشورهای دنیا به خصوص غرب حتی یک سوزن امپول را هم برای ایران تحریم کرده اند چگونه می‌شود که نرم افزاری را به صورت کاملا رایگان و بدون هیچ محدودیتی در اختیار ایرانیان قرار می دهند.

شما وقتی تلگرام، وایبر، لاین، و یا برخی دیگر از این نرم افزار ها را می خواهید روی گوشیتان نصب کنید، خود این نرم افزار در ابتدا از شما سوال می پرسد که باید قوانین حریم خصوصی را بپذرید تا امکان نصب را به شما بدهد. چند نمونه از این قوانین را که در خود نرم افزار نوشته شده است و شما تائید کردید را برایتان میگویم:

دسترسی کامل به گالری گوشی، دسترسی کامل و روشن و خاموش کردن دوربین فیلمبرداری و ظبط. ایجاد امکان استفاده از اینترنت و حتی حساب بانکی، دسترسی به موقعیت مکانی شما از طریق جی پی اس و..ده ها دسترسی دیگه.

خوب مشخصه که این شرکت های سازنده دنبال اهدافی هستند و من نمیخوام پازلی از پروژه اهداف انان را تکمیل کنم.

  • دور شدن از اقوام و دوستان( شاید به ظاهر این شبکه ها ارتباطات ما را با دوستان نزدیک تر کرده باشد اما در عمل اینگونه نیست. چرا که ما را به همین ارسال مطالب به یکدیگر راضی و اقناع می کند. دیگر خبری از زنگ زدن تلفنی، و دیدار حضوری ، گعده های رفاقتی و صحبت و گره گشایی نیست، ولی احساس میکنیم از حال هم با خبر هستیم. دقیقا در یک مجاز بادکنکی پوشالی زندگی میکنیم)
  • کم شدم مطالعه( خیلی اهل کتاب نبودم اما حداقل سعی میکردم حداقل هفته های دوبار نیم ساعتی کتاب بخوانم اما با ورود تلگرام به زندگیم، دیگر هیچ رغبت و شوقی به کتاب نداشتم. بعدها در مطالب علمی خواندم که اکثر افرادی که از این شبکه هاستفاده می کنند ناخود اگاه عادت به تند خوانی و مطالب کوتاه دارند و بیشتر با عکس ارتباط می‌گیرند تا نوشته، دقیقا همان چیزی که اغلب ماها دچار ان شدیم)
  • اعتیاد( خدا رو شکر به علت اینکه این نرم افزار را بر روی گوشی خود نصب نکرده بودم و فقط از طریق کامپیوتر با ان فعالیت میکردم من دچار این عارضه نشدم و لی اکثر افرادی را که دیدم تاگرام دارند . حتی بین دو نمازشان هم موبایلشان را چک میکردند و اخرین چیزی که شب ها میدیدند و اولین چیزی که صبح ها میدیدند صفحه گوشی موبایلشان بود. این یعنی یک اعتیاد به تمتم معنا که به نظرم ظررش از اعتیاد مواد مخدر کمتر نیست)
  • غیر شرعی بودن/طی سوالاتی که دوستانم از مراجع تقلید برای استفاده از این شبکه های داشتند جواب زیر دریافت شد.

مقام معظم رهبری: به طور کلی استفاده از شبکه‌های اجتماعی و مانند آن اگر مستلزم مفسده (مانند ترویج فساد، نشر اکاذیب و مطالب باطل) بوده و یا خوف ارتکاب گناه باشد  “””و یا موجب تقویت دشمنان اسلام و مسلمین شود””” و یا خلاف قوانین و مقررات نظام جمهوری اسلامی باشد جایز نیست.

کد پیگیری سوال شرعی از سایت لیدر:   ۹۱۹a64661164e5ca

برای مشاهده جواب فوق و سوال آن در سایت مقام معظم رهبری اینجا را کلیک کنید و کد پیگیری فوق را وارد نمایید.

خوب با فرض اینکه خلاف نباشد باعث ترویج فساد نشر اکاذیب نشود، اما نمیتوانیم منکر این شویم که موجب تقویت دشمنان اسلام و مسلمین میشود، این را هم میتوانید در اینترنت جستجو کنید که با هر عضویت یک نفر در این شبکه ها چه هزینه نصیب سازنده این نرم افزارها میشود.

و همچنین این سوال: آیا نرم‌افزارها هم به‌مثابه کالا هستند و حکم خرید کالای ایرانی در اینجا هم وجود دارد؟

حکم خرید کالای دشمنان که به نحوی کمک به آنها محسوب می‌شود تحت عنوان «اعانه‌ی ظالم» شامل اینجا نیز می‌شود؛ یعنی ما با خریداری یک نرم‌افزار، خدماتی به آنها برسانیم یا به نحوی از این نرم‌افزارها استفاده کنیم که سودش به جیب آنها برود، مثل برخی برنامه‌ها که اصل ورود به آنها و تعداد استفاده‌کنندگان از آنها برای صاحبش مفید است، همین ورود به برنامه هم حرام میشود. بنابراین فرقی نمی‌کند که این کالا سخت‌افزار باشد یا نرم‌افزار و این توصیه‌‌ای که گفته‌اند اگر کالایی مشابه داخلی دارد، از کالای خارجی استفاده نکنید، شامل نرم‌افزارها هم می‌شود و باید از نرم‌افزار داخلی استفاده کنید.

خوب نرم افزارهای موبایلی مثب بیسفون و سلام که ایرانی هستند با این حساب تکلیف روشن میشود.

http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=29126#13 منبع

همکنون که از تلگرام بیرون می‌ایم احساس نمی‌کنم که چیزی را از دست داده ام. بلکه احساس می‌کنم که یک ماه وقت و چشمان و افکارم را بیهوده هدر داده ام، در حالی که می توانستم در همین زمان ها با خواندن چند کتاب علمم را زیاد کنم و یا با دیدن دوستان و اقوام، کمی نشاط روحی گرفته باشم.و یا با دیدن صورت پدر و مادرم و خانواده و طبیعت لذت برده باشم.

الان اگر با دوستم کاری داشته باشم یا با او تماس تلفنی میگیرم و یا به او پیامک میدهم.

اگر بخوام عکسی و یا فیلمی را برای کسی بفرستم برای او ایمیل میکنم.

و یا اگر بخوام مطلبی را به گوش تعداد افراد بیشتری بگذارم در یک وبلاگ مطلبم را به اشتراک میگذارم.

در واقع من پیام و ها و اطلاعات را مدیریت میکنم. نه اینکه این پیام ها باشند که من را مدیریت کنند و هرسو که بخواهند مرا تربیت کنند.

 

 

 

(یکی از آفت های تلگرام این است که شما این متن را هرچند خیلی مفید هم باشد را نمی‌خوانید چون چشماتان به متن های کوتاه عادت کرده است!)

نهضت سواد رسانه هایف شاید وقتی دیگر!

 Ø³ÙˆØ§Ø¯ رسانه ای

 دهه ۷۰ و ۸۰ در ایران نهضت سواد آموزی به اوج خود رسیده بود تا افرادی که سواد خواندن و نوشتن را ندارند بتوانند همانند دیگر افراد جامعه از نعمت خواندن و نوشتن برخوردار شود. آن روزها سازمانی هم برای این مشکل تشکیل شد و تمام ارگان ها و رسانه ها تمام تلاش خود را برای کمک به این سازمان انجام دادند. به طوری که هم اکنون بیش از ۹۵ درصد از مردم سواد خواندن و نوشتن دارند.

اما شاید در میان اطرفیان خود دیده باشیم که کسی که حتی سواد خواندن و نوشتن هم ندارد اما با کامپیوتر و یا تلفن همراه مشغول است.

با گسترش فناوری این روزها مردم بیشتر از اینکه محتاج خواندن و نوشتن باشند مشغول دیدن و یا شنیدن فیلم عکس صوت در فضای رسانه ای هستند بدون انکه اندک مطالعه و یا آموزشی در این رابطه دیده باشند.

 

چه خوب است با کمی تأمل به این سوالات توجه نمائیم:

سواد رسانه ای چیست؟ و چه ضرورتی دارد؟

چند درصد از افراد جامعه سواد رسانه ای دارند؟

چه گروه ها و افرادی نمی خواهند سواد رسانه ای در کشور افزایش پیدا کند؟ و چه هدفی را دنبال می کنند؟

آیا اهمیت سواد رسانه ای کمتر از سواد خواندن و نوشتن است؟

فردی که سواد رسانه ای ندارد دچار چه خطرات و مشکلاتی خواهد شد؟

جامعه ای که اکثریت افراد آن سواد رسانه ای ندارند دچار چه مشکلاتی خواهد شد؟

چه ارگان و یا سازمانی مسئول ارتقای سواد رسانه ای در کشور است؟

آموزش و پرورش، خانواده، رسانه ملی، شواری عالی فضای مجازی، شورای عالی انقلاب فرهنگی و… هر کدام چه وظایفی دارند؟

روزانه چه تعداد افراد قربانی بی سوادی سواد رسانه ای می شوند؟

دشمن از بی سوادی رسانه ای مردم چه بهره برداری می تواند انجام دهد؟

رهبری معظم انقلاب هم در حکم انتساب اعضای جدید شورای عالی فضای مجازی ۱۰ دستور را ابلاغ می فرمایند که بند هفتم این دستور اشاره مستقیم به موضوع سواد رسانه های دارد:

بند هفتم:

«ترویج هنجارها، ‌ارزش‌ها و سبک زندگی اسلامی ایرانی و ممانعت از رخنه‌ها و آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی در این عرصه و مقابله مؤثر با تهاجم همه‌جانبه فرهنگی و نیز ارتقای فرهنگ کاربری و سواد فضای مجازی جامعه

ای کاش مسئولین دستورات رهبری در رابطه با فضای مجازی را پیگیری کنند تا بتوانیم به نحو احسن از فضای رسانه ای و مجازی استفاده ببریم.

و هزاران سؤال دیگر

به امید روزی که نهضت و سازمانی برای افزایش سواد رسانه ای در کشور تشکیل شود و تمام ارگان ها و سازمان ها تمام تلاش خود را در این زمینه انجام دهند تا جایی که بتوان مدعی شد که ۹۵ درصد افراد جامعه از با سواد رسانه ای هستند

آیا صفحه گوشیمان را بیشتر از صورت پدر و مادرمان نگاه میکنیم؟!

 

 Ø®Ø§Ù†ÙˆØ§Ø¯Ù‡ و شبکه های اجتماعی

گاهی اوقات خنده ام میگیرد از این همه پارادوکس ها و تضاد هایی که در زندگی میبینم.

رفاه و آسایش زیاد شده اما آرامش نداریم. ارتباطات پیشرفت کرده اما ما با همسایه کنار دستیمان هم ارتباطی نداریم. اکثر اوقات تلویزیون نگاه می کنیم.دیر می خوابیم و صبح به سختی بیدار می شویم.

صفحه گوشیمان را خیلی بیشتر از صورت پدر و مادر و فرزندانمان نگاه می کنیم.

حاظریم حرف ها و عکس و فیلم هایی که فایده ای برایمان ندارد را ساعت ها ببینیم اما چند دقیقه ای هم تحمل خواندن کتابی با فایده را نداریم.

برای ساختن زندگی مادی بسیار تلاش می کنیم اما زندگی کردن را نیاموخته ایم.

بسیار خرید می کنیم اما کمتر لذت می بریم.

تنوع غذاییمان بیشتر شده است اما تغذیه ناسالم تر.

ثروت را عامل خوشبختی می دانیم اما بیشتر طلاق ها در طبقه مرفه می بینیم.

به قول شهید علم الهدی که در نامه ای به خواهرش مینویسد:

شاندلshandel متفکر بزرگ اروپایی قرن بیستم در مورد چگونگی زندگی انسان در قرن بیستم می گوید:

انسان این عصر زندگی را وقف تهیه وسایل زندگی می کند ما زندگی را در رنج می گذرانیم تا راحتی و آسایش ایجاد کنیم تمام عمر می دویم به این امید که لحظاتی بنشینیم.

تمام عمر زحمت می کشیم تا استراحت کنیم و البته عمر می گذرد و راحتی و آسایش و نشستن و آرامش را لمس نمی کنیم و نمی یابیم زیرا مرتباً از طریق اجتماع به ما نیازهای جدید تلقین می شود. نیازهای کاذب و مصنوعی که دائماً بوسیله تبلیغات بوجود می آید. تلویزیون را روشن می کنید بعد از دو ساعت خاموش می کنید به خودتان نگاه می کنید می بینید هفت هشت احتیاج خرید تازه بوجود آمده که قبلاً لازم نداشتید قبلاً مثلاً با خاکستر دیگ را می شستید امروز حتماً باید پودر… بخرید.

به نظر شما آیا انسان امروز بیشتر آسایش دارد یا انسان دیروز؟ پس همه نیروهایمان صرف فدا کردن آسایش زندگی، برای تهیه وسایل آسایش زندگی می شود. قربانی شدن آسایش زندگی، برای چه؟ برای تکامل؟ برای تعالی؟ برای رفتن به حقیقت؟ برای رسیدن به ایده آل های مقدس انسانی؟ برای تقرب و نزدیکی به بهترین دوست و یار او(الله) و نه برای بدست آوردن وسایل آسایش زندگیزیستن برای مصرف، مصرف برای زیستن. یک دور باطل، دور حماقت کار- استراحت- خوردن- خوابیدن همین و بس!!!

بهتر است کمی فکر کنیم ملاک ما برای شناختن افراد چیست؟ مثال می زنم، آیا وقتی مثلاً به خواستگاری می روید چه می پرسید؟ می پرسید که آیا شما آدم باهوشی هستید؟ با شهامت هستید؟ چه مقدار در تاریخ و اقتصاد و جامعه شناسی و انسان شناسی و تفسیر و فهم سخنان ائمه مطالعه دارید؟ معلوماتتان چقدر است؟ و… هرگز!

و ما تمام تلاشمان و ناراحتی هامان و رنج ها و حتی نوع احساسهامان در اینست که بهتر زندگی کنیم به جای اندیشیدن به اینکه چگونه باید زندگی کنیم و چرا؟ زندگی یعنی چه؟ تلاش برای چه؟ اصلا چرا زندگی کنیم؟ و به اینها توجه نداریم، چرا که نتوانستیم خود را از لجن فرهنگ بورژواسی نجات دهیم از لجن مصرف بدون تولید، از لجن زندگی خلاصه شده در مادیات و تمام نیروهای خلاق و نبوغ های سرشار را در وسیله خلاصه کردن، درست مثل کسی که پله ای گذاشته تا خود را به پشت بام برساند اما همینکه پا روی پلکان اول گذاشت آنقدر راجع به خود پله فکر کند، سوراخ سمبه های آن، رنگ آن و… که لحظه ای  خواهد رسید و مرگ گریبان او را فرا گرفت و هنوز در فکر اینست که پله چوبی راتبدیل به فلزی یا فلزی را تبدیل به کائوچو یا طلا و یا … کند و در نتیجه عمر تمام می شود و خود را به پشت بام نرسانده.

آری این اتفاقات دقیقا دارد با گسترش تکنولوژی و رسانه اتفاق میافتد.

مشخص است کسی که بدون اطلاع از سواد رسانه های تلویزیون را روشن میکند برنامه ای می بیند و خاموش می کند و یا اندک زمانی را در اینترنت بگذراند، تغییراتی را در رفتار و افکارش دیده خواهد شد. تغییراتی که بسیار ظریف اثر می گذارد تا جائیکه حتی خود انسان هم متوجه این تغییرات نمی شود.

چطور ممکن است که ما برای نشستن پشت فرمان باید مهارت های رانندگی را فرابگیریم آموزش ببینیم و حتی هزینه کنیم. اما برای استفاده از رسانه که به مراتب آسیب هایش خطرناک تر از تصادف رانندگی است، هیچ آموزشی نمی بینیم؟

برای نمونه شبکه های اجتماعی موبایلی که بهتر بگوئیم شبکه های ضداجتماعی که علی الظاهر قرار است ارتباطات ما را قوی کند، ما را از نزدیکان دور و به غریبه ها نزدیکتر ساخته است.

جای تعجب است که حتی پدر و مادر ها برای فرزندان خود هم این آموزش های رسانه ای را لازم نمی دانند و عملا خود و خانواده خود را در یک شیب بسیار تندی به سمت دره قرار می دهند.

برای همین گام اول برای نجات یافتن از این پارادوکس و تضادها، اندیشیدن در هدف خلقت و همچنین آگاهی از نقشه های دشمن در سیاست های استعماری در رسانه ها باشد


عوامل و راهکار به معتادان فضای مجازی
اعتیاد اینترنتی


این روزها بسیاری از خانواده ها از رسوخ رسانه های نوظهوری مانند اینترنت و موبایل در سبک زندگی فرزندانشان ابراز نگرانی می کنند.

با اندک نگاهی به سبک زندگی خانواده هایی که کودکان آنان دچار اعتیاد اینترنتی هستند دریابیم که اکثر آنان افرادی هستند یک یا برخی از شرایط زیر را دارا هستند:

الف)تک فرزندی: اصولا تک فرزندها به علت تنهایی و دوری بودن از همبازی، به بازی های رایانه های و مشغول شدن به شبکه های موبایلی روی میآورند

ب)فاصله سنی زیاد پدر و مادر با فرزند: وقتی فاصله سنی با کودک زیاد باشد پدر و مادر نمیتوانند شریک و همبازی کودک شوند و کودک مجبور است به رسانه های نوظهور روی بیاورد.

ج) عدم رسیدگی پدر و مادر به فرزند به خصوص اشتغال مادر

د)عدم آشنایی پدر و مادر با سواد رسانه ای

ه) عدم آشنایی با تربیت صحیح: متاسفانه خطر فرزند سالاری در سالها اخیر رو به افزایش است.خطری که باعث میشود فرزندان از همان دوران کودکی تمام خواسته های خود را بدون تلاشی بدست اورند. نتیجه این اقدام پرورش حس گریز از مسئولیت در آینده کودک خواهد شد.

همچنین ترویج روحیه مصرف زدگی،چشم رو هم چشمی از آفات خطر فرزند سالاری است.

راهکار چیست؟

۱– افزایش آشنایی خانواده ها و فرزندان با سواد رسانه ای:

سواد رسانه ای در تعریف یک خطی یعنی “دانایی، قدرت دسترسی، تحلیل، ارزیابی اطلاعات و انتقال اطلاعات و پیام های رسانه های”

متاسفانه متولیان این امر همانند شورای عالی فضای مجازی، آموزش پرورش، صدا و سیما، وزارت ارشاد و دیگر ارگان های مرتبط نتوانستند با برنامه ریزی خود سواد رسانه های مردم را بالا ببرند، و با ادامه این روند باید همچنان شاهد قربانی شدن نسل جوان در مواجه با پدیده های نوظهور باشیم.

برای نمونه وقتی یک جوان عکس خانوادگی و اسرار درونش را  در سرور اینترنت قبیگانه قرار می دهد، یعنی او اولیات سواد رسانه های را نمیداند؛ و  یا وقتی فردی نمی تواند تفاوت خبر تحریف شده و دروغ را از خبر راست و حقیقی تشخیص بدهد، یعنی او تاکتیک های عملیات روانی در رسانه ها را نمی داند.

۲-تحکیم کردن بنیان خانواده:

بدون شک در خانواده ای که ارتباط میان فرزند با پدر و مادر بسیار صمیمی است و فرزند با برادر و خواهرش میتواند همبازی شود و از طرفی روابط میان دوستان و اقوام زیاد باشد دیگر مجالی برای غلطیدن در فضای مجازی به وجود نمی آید.

تحقیقات نشان داده است که اکثر افرادی که در زندگی برنامه خاصی ندارند، مدیریت زمانی درستی را نمی توانند داشته باشند، بنابراین احساس بیهودگی می کنند و برای رهایی از این حس غلط روی به هرزه گردی های مجازی و بازی های اینترنتی می آورند.

۳– پیش بینی فعالیت های دشمن در جنگ نرم قبل از ورود با کشور و مقابله یا هدایت سازی آن

با گسترش فناوری اطلاعات متاسفانه هر روز یک ابزاری برای انتقال مفاهیم تولید می شود، ابزاری که به خودی خود مشکلی ایجاد نمی کند اما وقتی توسط شرکت سازنده تولید می شود و وارد کشوری می شود، طبیعتا پیوست های فرهنگی بسیاری را با خود همراه دارد، در این مواقع باید با تدبیر یا از نفوذ این ابزار به کشور جلوگیری کرد و یا اینکه با تولید نرم افزار های مشابه قدرتمند در داخل کشور، بتوانیم مانع از گسترش آن نرم افزار در کشور شویم.



هیبنوتیزم صدا و سیما با تابلوی پیام‌های بازرگانی

دیشب وقتی سریال مورد علاقه ام را می‌دیدم مثل همیشه در لحظه حساس فیلم، پیام بازرگانی پخش شد. در ابتدا مانند دیگر افراد مجبور بودم به این تبلیغاتی را نگاه کنم که آنقدر تکرار شده بود همه را از حفظ میخواندم.

در ابتدا این امر برایم کم اهمیت بود اما بعد از مدتی دو نکته بسیار مهم مرا به فکر فرو برد:

1- زمان زیادی را صرف دیدن این تبلیغات می‌کردم بدون آنکه متوجه شوم ،روزی دو ساعت!(با فرض اینکه 5 ساعت تلویزیون در روز می‌بینم)

2-  این تبلیغات باعث شده بود در افکار، رفتار و حتی حرف زدنم تغییراتی را ایجاد کند.

 

وقتی این تبلیغات را می‌دیدم بدون آنکه متوجه شوم، ورودی ذهنم یعنی چشمانم را در اختیار آن تبلیغ گذاشته بودم و همزمان با گوشهایم صدای آن را میشنوم؛ رنگ و برق‌های متنوع با صداهای دل انگیز توجه من را به آن تبلیغات زیاد میکند و برای من خواسته ای جدید ایجاد می‌نماید.

برای مثال در یکی از تبلیغات تلویزیون می‌گوید «اگر می‌خواهید خوابی آسوده داشته باشید باید از فلان بالشت استفاده کنید! پزشکان معتقدند که هر دو ساعت یکبار باید روکش بالشت عوض شود برای همین این محصول را استفاده نمائید که نیازی به تعویض ندارد»

 در این تبلیغ برای اینکه آن تولید کننده جنسش را بفروش برساند این بالشت را نه تنها یک خواسته یا آرزو، بلکه  به صورت یک نیاز برای مخاطب ارتقا می‌دهد. برای همین از مقبولیت پزشکی هم استفاده می‌نماید و طوری القا می‌کند که اگر کسی ازاین بالشت ها استفاده نکند در واقع کاری غیر پزشکی و غیرعقلانی انجام داده است!

این طرز تفکر ناخود آگاه در ذهن شکل می‌گیرد و من را مجاب می‌کند که آن محصول را تهیه کنم و بی آنکه بدانم یا بخواهم نیازی جدید را به سبد نیازهای کاذبم افزدوه  می‌نماید.

همه  به خوبی می‌دانیم که یکی از از علل کمبود آرامش و و بیماری هایی همانند آشفتگی ذهنی افسردگی و بزه های اجتماعی مانند دزدی، تجاوز، افزایش طلاق و... در افراد جامعه اضافه شدن نیازهای کاذب است.برای اطلاع از این امر به این مقاله رجوع کنید)

یا در نمونه ای دیگر استفاده ابزاری از مخاطب کودک را می‌تواند در تبلیغات نام برد.متاسفانه اکثر خانواده ها بدون توجه به پیام‌های تبلیغاتی، به راحتی خود و فرزندانشان را در معرض این هجمه قرار می‌دهند و احساس می‌کنند تنها یک پیام بازرگانی معمولی بدون خطری را مشاهده می‌نمایند.

اکثر کودکان به علت نبود قدرت تشخصیص صحیح، هر کالای جدید و رنگی را دوست می‌دارند و آن را طلب می‌کنند؛ حال تصور کنید کودکی مدام در تلویزیون خوراکی ها و اسباب بازی های متنوعی را مشاهده می‌کند، وقتی از والدین می‌خواهد آن را تهیه کنند، اگر خانواده آن کالا را تأمین نکند کودک ممکن است بر اثر استمرار این رد درخواست، دچار ناراحتی ، افسردگی و حقارت شود و اگر والدین خواسته کودک را برآورده کند، کودک ناخود آگاه مصرف زده می‌شود به طوری که اگر در آینده نیازش برآورده نشود، دچار سردرگمی و تضاد شخصیت خواهد شد.

شاید برای همین است که می‌گویند اگر کودکتان سه خواسته داشت، اولی را همان موقع برآورده کنید، دومی را با کمی تأخیر برآورده کنید و سومی را هیچ گاه برآورده نکنید تا کودک تجربه شکست را در این دوران کسب کند تا در آینده اگر خواسته او برآورده نشد تحمل شکست را داشته باشد.

 تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که در جوانی دست به خود کشی میزنند و یا دچار افسردگی  می‌شوند، شکست را در کودکی تجربه نکرده بودند.  

جالب است بدانیم در دنیا ممنوعیت‌هایی را برای استفاده ابزاری از کودکان ا در تبلیغاتشان به کار گرفته اند اما متاسفانه در ایران خانواده ها بدون توجه به نکات پنهان این تبلیغات، احساس می‌کنند یک پیام بارزگانی معمولی را می‌بینند.

«لارم مارن»، مشاور عالی وزارت فرهنگ و سوئد می‌گوید: «کودکان توان درک موضوع تبلیغات را ندارند و تبلیغات‌چی‌ها نیز از کودکی و ناپختگی آنها سوءاستفاده می‌کنند.

جالب است بدانیم که هر سریال  یا تبلیغی که مشاهده می‌نمائیم، برای آنکه از آن تبلیغ لذت ببریم باید خود را جای آن شخصیت یا بازیگر بگذاریم در این صورت نیازهای آن فرد به ما منتقل می‌شود، شاید برای همین است که وقتی یک فیلم ترسناک را می‌بینیم، می‌ترسیم و با دیدن یک فیلم دیگر دچار خنده یا گریه می‌شویم  با اینکه می‌دانیم این یک فیلم و کاملاً غیرواقعی است.

در این صورت بسیاری از خصوصیات و خواسته‌های آن بازیگر ناخود آگاه به ما منتقل می‌شود و ما در مسیر دلخواه یک فیلم ساز قرار می‌گیریم، برای همین بهتر است چشمان معصوممان را در معرض هر تبلیغ، فیلم یا سریالی قرار ندهیم  چرا که در هیبنوتیزمی پنهان قرارمیگیرم.

متأسفانه طرز تفکری در جریان است که بحث اقتصادی و بازرگانی را جدای از مقوله فرهنگ بداند در حالی که این دو امری غیر قابل تفکیک است و همانگونه که مشاهده می نمائیم تبلیغات بازرگانی تاثیر مستقیمی در فرهنگ و باورهای ملی و دینی ما دارند.

امید داریم تا صدا و سیما همانگونه که در سال‌های اخیر در بخش‌های خبری و برنامه‌های گفتگو محور پیشرفت خوبی داشته است، این نقص بزرگ را هم برطرف کند و سعی کند با قوانین بجا و رعایت حقوق خانواده هرچه سریعتر از پیشرفت الگوی سبک زندگی غربی در تبلیغات تلویزیونی جلوگیری نماید و پیشنهاد می‌شود که تخفیفات ویژه ای را برای تبلیغاتی که ترویج فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی است در نظر بگیرند

-------------------------------------------------------------------------------مطلبی در همین ارتباط با عنوان( چرا آرمش را در زندگی مشاهده نمیکنیم) را حتما بخوانید

همین مطلب در فارس، مشرق، فرهنگ نیوز، 598، حرف تو، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،آوینی فیلم،تهران پرس، جام نیوز،دانا،صبح الوند، بی باک، جنوب پرس،صدای تو، ایران ویچ، ایرانی۸،لرسو و..